تبليغاتX
نشتيفان:شهر آسبادها

نگاهی کوتاه به شهرستان خواف شهرستان خواف ،

 در خاور استان خراسان رضوی در کنار مرز ایران وافغانستان ، قرار گرفته است بر اساس سرشماری سال 1375 جمعیت این شهرستان 92158 نفر برآورد شده است که از این تعداد 167989 نفر در مرکز این شهرستان زندگی می کنند بافت قالی و قالیچه از روزگار کهن در این شهرستان رایج است قالی های یافته شده با طرح های بلوچی و ترکمنی و نقش های وافی ، گل کشمیری و قاسم آبادی عرضه می شوند ومازاد آن به سایر نقاط عرضه می شود خواف ، در دوران پیش از اسلام از سرزمین های پر رونق آیین زرتشتی بود مردم این ناحیه در سپیده دم اسلام شهر خود را به منظور دیار امن تری ترک کرده و پس از سالها آوارگی ، سرانجام در کرانه هند به سرزمین گجرات رسیدند و در آن جا شهری را بنیاد کردند ، که به یادگار سنگان خواف سنجان نامیده شد. خرابه های سنگان یا سنجاق ، مدرسه خرگرد ، مدرسه غیاثیه ، مسجد خرگرد در 6 کیلومتری شهر خواف ، مسجد ملک زوزن بناهای تاریخی و مکان های دیدنی این شهرستان را تشکیل می دهند 

وجه تسمیه وپیشینه تاریخ

خواف پیش از این به نام های روی رود رویه و روح نامیده می شده است روی ruy  در به معنی چهره و آب بسیار و رود به معنی نهری که از جویبارهای زیادی تشکیل می شود آمده است اما روی ravi به معنی ابر بسیار و آب فراوان و  شیرین است علت این نام گذاری وجود رود های متعددی است که در پیرامون این شهر وجود دارد هنوز هم شهر خواف را روی و گاه گاه روی نیز می گویند بنا بر روایتی دیگر خاف شکل کهن کلمه خواف و نام دیگر به آفرید ، پسر ماه فروردین است ، که از سیراوند خواف به منظور نوآوری در آیین زرتشت برخاسته بود.

خواف ، در دوران پیش از اسلام ، از سرزمین های پررونق آیین زرتشتی بود مردم این ناحیه در سپیده دم اسلام ، شهر خود را به منظور دیار امن تری ترک کرده و پس از سال ها آوره گی ، سرانجام در کرانه هند به سرزمین گجرات رسیدند و در آن جا شهری را بنیاد کردند ، که به یادگار سنگان خواف  سنجان نامیده شد.

خواف و زوزن در سده های نخستین هجری قمری ، از مراکز علمی پر رونق به شمار می آمده اند قرار گرفتن این دو شهر در جایگاه ارتباطی مهم بین حوزه های هرات ، قهستان و نیشابور و در حقیقت قرار گرفتن آن ها در دل خراسان بزرگ ، موجب شده بود که خواف و پس از آن زوزن ، محل داد و ستد اندیشه ها باشند خواف در دوره های بعدی ، در قلمرو طاهریان ، صفاریان سیستان سامانیان آل بویه و........... قرار گرفت و در زمان خوارزمشاهیان ملوک زوزن بر آن حکومت می کردند ملوک زوزن نسبت به آبادانی خواف و زوزن علاقه زیادی از خود نشان داده آثاری از خویش بر جای گذارند روزگاری نیز ملوک نیمروز و آل کرت ، بر خواف حکومت کردند از وقایع مهم این منطقه در دوران صفیه ، می توان به لشگر کشی شاه اسماعیل صفوی به خواف در اوایل حکومت اش به منظور سرکوب مراد بیگ ترکمان اشاره کرد ظاهرا خواف تا اوایل دوره شاه تهماسب صفوی ، حکومت مستقلی داشته و در زمان سلطان محمد صفوی (986-996 ه ق ) مرشد قلی خان ، به عنوان حاکم خواف تعیین می گردد.

مشخصات جغرافیایی

شهرستان خواف با بیش از 11 هزار کیلو متر مربع پهنه ، در خاور استان خراسان رضوی ، در کنار مرز ایران وافغانستان ، قرار داد . این شهرستان از شمال به شهرستان های تایباد و تربت حیدیه از باختر به شهرستان های تربت حیدریه و گناباد، از جنوب به شهرستان قاینات واز خاور به افغانستان محدود است آب و هوای  این شهرستان معتدل و خشک بوده و بیش ترین حرارت در تابستان ها 42 درجه بالای صفر و کم ترین آن در زمستان ها 10 درجه زیر صفر است میانگین باران سالیانه این شهرستان به 185 میلی متر می رسد.

مساجد در شهرستان خواف

مسجد جامع خواف

این بنا در خواف استان خراسان رضوی واقع است بنای مسجد مشتمل بر گنبد خانه ، ایوان ، شبستان ، صحن وسرا و منبر نفیس است . از طریق پیش طاق کوچکی در دهلیز خاوری حیاط وارد مسجد می شوند نمای اصلی صحن ایوان و سیعی به ابعاد 7/10*10*9/5 متر است که از طریق راهروی موربی در انتهای آن به فضای گنبد خانه می رسند در بخش خاوری گنبد خانه تالار مستطیل شکلی وجود دارد که از طریق یک ورودی در گوشه شمال خاوری گنبد خانه بدان راه می یابند این تالار در دیگری به حجره های اطراف صحن واز آنجا به خود صحن دارد عدم تناسب در ترکیب این سه بخش ایوان گنبد خانه وتالار می رساند که احتمالا ایوان و تالار مستطیل در دوره تیم و ریبه گنبد خانه الحاق شده است ایوان در دیوارهای جانبی خود طاقنماهای عمیقی دارد در زیر طاق ایوان یک افریز افقی است که احتمالا در گذشته پوشش گچی یا کاشی داشته است بر فراز این افریز در دیوار قبله یک دهانه نیم شش ضلعی است که از روزنه های واقع در میان گنبد خانه و ایوان می توان داخل آن شد پوشش ایوان توسط طاق هایی در سه بخش انجام شده است یک طاق و سیع مرکب از رج های افقی در دنبال آن طاق وسیع دیگری  و سپس بخش بسیار پهنی به طرز افقی میان اضلاع و در آستان آنها ساخته شده لیکن در بخش مرکزی رج های آن عمودی است احتمالا بخش چهارمی با برج های افقی نیز وجود داشته که توسط پرکار گچی دیوار قبله ایوان ازچشم پنهان شده است یکی از طاق نماهای واقع در یوارهای ایوان هنوز طاق کوکبی جالبی دارد که دهانه مستطیل شکل را می پوشاند قوس های طاق کوکبی در پیرامون خود گچ بری های منشوری شکلی از نوع گچبری های دوره تیموری دارد گنبد خانه محوطه وسیعی است که از دوجهت به ایوان و تالار متصل است و بدان ها راه دارد در دیوار های این بخش علاوه بر محراب طاق نماهایی نیز کار شده است تالار مستطیل نیز که به نظر می رسد همزمان با ایوان باشد مرکب از یک دهانه گنبد دار در شمال باختر یا ست هیچ نوع تزیین خاصی در مسجد به کار نرفته است.

در داخل مسجد منبری قدیمی با هفت پله وجود دارد در اضلاع منبر ، تنگه های منبت در قاب چوبی طرح هایی هندسی تشکیل می دهند در قسمت بالا ، اضلاع به صورت  شبکه ای چوبی ادامه یافته و در پشت کتیبه ای است که بر اساس متن آن این منبر در سال 908 ه ق به مساعی خواجه مجد الدین محمد انحوافی و استادی صدرالدین بن استاد نجم الدین محمد سمنانی به انجام رسیده است با توجه به ویژگی های معماری مسجاری به نظر می رسد که بنای گنبد خانه در دوره مغول ساخته وایوان و تالار مستطیل در دوره تیموری به آن افزوده شده باشد.

مسجد جامع سنگان خواف

این بنا در محله پایین ده روستای سنگان پایین در 19 کیلو متری جنوب خاوری خواف از توابع تربت حیدریه واقع شده و بنا یاولیه آن از آثار دوره خوارمشاهیان در ایران است.

بنای مسجد مشتمل بر سر در ورودی صحن ایوان رواق و شبستان است ورودی بنا از سمت شمال خاوری به صورت ایوان کم عمقی است که پوشش آن با کار بندی و مقرنس کاری ساده گچی مزین شده است صحن مستطیل شکل مسجد به ابعاد 15*10 متر با آجر فرش شده است و در ضلع باختریان ایوان اصلی و قبله بنا در اضلاع شمالی و جنوبی رواق و در جهت خاوری آن در اصل ایوانی بوده که بعدها به شبستانی تبدیل شده است دهانه ایوان باختر یحدود 6/5 متر است جرزهای طرفین این ایوان به جهت نیروی رانشی طاق و زلزله های صورت گرفته بیش از 50 سانتی متر از راستای شاغول خارج شده وپوشش اولیه آن فروریخته است. پوشش ایوان بعدها بازسازی شده اما انحنای دیوارها هنوز باقی است به صورتی که فاصله دو پایه ایوان در پایین از فاصله آن ها در بالا کمتر است پوشش ایوان با طاق و گهواره های عرضی صورت گرفته است در اضلاع طرفین ایوان مجموعا چهار درگاه با پوشش طاقی به رواق های کناری ایوان مرتبط می شوند بر پا کار طاق ایوان یک نوار کتیبه مانند باآجر چینی تزیینی به صورت خفته راسته ایجاد شده است در انتهای ایوان محرابی به ارتفاع 2/60 و دهانه 1/20 متر قرار دارد که سطوح آن ساده گچی است و با طاقنماهای ساده و تزیینی نماسازی شده است در طرفین ایوان دو ایوانچه با نمای دو طبقه ساخته شده که پیشانی آن ها و ایوان با آجرهای مشبکی با طرح هشت ظلعی که در وسط آن گل میخی از جنس آجر لعابدار فیروزه ای منقوش به  کلمه مقدس الله نصب کرده اند تزئین شده است که قابل مقایسه با تزیینات ضلع خاوری صحن مسجد جامع گناباد از اوایل قرن هفتم هجری است رو به روی ایوان با ختریدر جهت دیگر صحن ایوان کوچک تری قرار داشته که بعد از خراب شدن با تغییراتی و نیز الحاق بخش های جانبی به شبستانی تغییر شکل یافته است.

رواق های ظلع شمالی و جنوبی هر کدام با چهار دهنه به صحن مربوط می شود کچلی های بالای این دهنه ها دارای تزیینات زیبایی آجری بوده که تنها بخش هایی بر جای مانده است آجر های این تزینات به اشکال هلالی گل های سه پروشش پر تر اشیده اند پشت این دهنه ها را هروری مستقفی واقع است که پوشش راهروی جنوبی آن پس از تخریب با پوشش مسطح چوبی جایگزین شده است در این بنا هیچ کتیبه یا مدرکی در خصوص تاریخ ساخت بنا در دست نیست اما با توجه به شیوه پوشش ایوان نقشه دو ایوانه وتزیینات آجر کاری مشابه تزیینات مورخ 609 ه ق مسجد جامع گناباد ، می توان بنای اولیه را مربوط به دوره خوارزمشاهیان دانست در دوره اخیر نیز تعمیراتی در این مسجد صورت گرفته است.

مسجد گنبد خواف

در خرابه های شهر سنگان خواف که در قرن اول اسلامی شهری آباد بوده است دو اتاق گنبددار باقی مانده که از خشت خام ساخته شده اند در درون این اتاق ها و گنبد آنها تزیینات گچبری ارزنده ای مشاه ده می وشد که به رنگ آبی و سفید است در وسط اتاق سنگ قبری نصب شده است که طبق کتیبه آن بنای مزوبر به اوایل دوره صفاری (قرن 3 ه ق ) مربوط است این بنا که آن را به نام مسجد گنبد نیز نامیده اند در 100 کیلو متری جنوب مشهد وقاع شده است.

مسجد ملک زوزن خواف

این مسجد در دشت زوزن خواف واقع شده است از ساختمان اصلی این مسجد که به اوایل قرن هفتم  هجری قمری تعلق دارد ، چند پایه و دو دیوار و سردری باقی مانده است و در کتیبه آن نیز تاریخ 600 و 610 هجری قمری قید شده است این مسجد از لحاظ تزیینات و نگاره های خط کوفی جالب توجه است آثار باقی مانده این مسجد معرف معماری و تزیینات قرن هفتم هجری قمری می باشند ساختمان ایوان و تاق ها و سایر ریزه کاری های هنری این بنا موجب شده است که مسجد زوزن در شمار زیباترین مساجد تاریخی قرن هفتم هجری قمری محسوب شود این مسجد تحت شماره 340 در شمار آثار تاریخی به ثبت رسیده است.

مسجد خرگرد خواف

در 6 کیلو متری شهر خواف قرار دارد و در حال خراب شدن است گویا یکی از نظامیه های سرشناس است خواجه نظام الملک در 540 ه ق آن را ساخته است کاشی ها و تزیین های آن می رساند که در این بنا تا چه اندازه هنر و زیبایی به کار رفته است.

نظامیه خرگرد خواف :

خواف

شهرستانی از شهر های استان خراسان در جوارمرز مشترک با کشور افغانستان و در همسایگی شهرستانهای : تربت حیدریه تایباد طیبات قائن و ... که تا سال 1368 هجری شمسی به عنوان یکی از بخشهای پنج گانه شهرستان تربت حیدریه به شمار می آمد واز آن سال به بعد به عنوان یک شهر ستان مستقل در تقسیمات کشوری منظور گردید شهرستان خواف دارای سه بخش به نامهای بالاخواف میان خواف جلگه زوزن میباشد این شهر دارای پیشینه تاریخی است و نواحی تاریخی آن عبارتند از خرجردزوزن سجاوند یا سیجاوند سنگان یا همان سنجان قدیم.

در لغت نامه دهخدا در مقابل عنوان خواف اینچنین نگاشته اند:

نام یکی از بخش های پنج گانه شهرستان تربت حیدریه که در جنوب خاوری آن شهرستان واقع است به حدود زیر :

شمال و خاور بخش طیبات و قسمتی از مرز ایران و افغانستان شمال وباختر بخش قاین این بخش کوهستانی و در جنوب رود شور و کنار مرز ایران و افغانسات در جلگه و زمین هموار قرار دارد و هوای آن اغلب بواسطه وزش بادهای شدید مخصوصا بهار و پائیز غبار آلود و پر از گرد و خاک میباشد ارتفاعات با حرز از جنوب خاوری آن به طرف باختری ممتد است و بخش خواف را از بخش طیبات جدا می کند و امتداد آن تا کتل خاکی پیش میرود و بعد از ان به اسم که چهل تن و که قلعه تا شمال بخش خواف امتداد دارد خواف را رود دائمی نیست فقط دو رشته مسیل بهار آبه که هر دو از شمال باختر بخش جریان دارد و به نام رود شور داخل خاک افغانستان میشود و در آنجا موجود است این بخش از چهار دهستان به نام بالا خواف میان خواف و پائین خواف و جلگه زوزن تشکیل شده است که جمعا دارای 98 آبادی بزرگ و کوچک است محصول عمده آن غلات زیره و درخت کاج شغل اهالی زراعت وگله داری و از صنایع دستی زنان قالیچه و کرباس بافی است.

خرگرد خرجرد :

روستائی کهن با ساکنانی اندک در کنار جاده آسفالته خواف تایباد و در پنج کیلو متری شهر خواف در باره این روستای کهن که خود روزگاری شهری مهم وباستانی بوده است لسترنج در این باره چنین میگویید:

خرجرد نام یکی از شهر های مهم خواف است این نام به شهر خرگرد و خرد گرد نیز مشهور است ولی ابن حوقل آنرا به صورت خرگرد که یاقوت آنرا فرجرد ضبط نموده است کوسوی یا کوسویه نزدیک به روخانه هرات و در شمال خرگرد واقع و بزرگترین این هر سه شهر بود و یک سوم شهر بوشنج که مجاور آن بود و سعت داشت تولد جامی و عبدالرحمن جامی در خرگرد اتفاق افتاده است واین خرگرد از نواحی ولایت جام است و این قصبه اینیست که در اطراف مقبره شیخ احمد جام ژنده پیل به نام تربت جام وجود دارد:

در فرهنگ جغرافیائی ایران نیز در ذیل عنوان خرگرد آمده است:

دهی است از دهستان رود میان خواف شهرستان تربت حیدریه واقع در 6 هزار گزی جنوب خاوری رود سر راه شوسه عمومی تربت حیدریه به نیاز آباد این دهکده در جلگه ای واقع با آب وهوای معتدل آب آن از قنات و محصول آن عبارت از غلات وپنبه و شغل اهالی زراعت و کرباس بافی و راه آن اتو مبیل رواست.

نظامیه خرگرد:

درمیان روستای خرگرد در کار جاده شوسه خواف تایباد که از میانه این روستا میگذرد مسجدی تازه ساخت وجود دارد که توسط جهاد سازندگی بر تنها آثار برجای مانده این نظامیه ساخته شده است مسجدی که اخرین آثار این بنای تاریخی را برای همیشه از صحنه روزگار محو کرده است در هیچ یک از منابع  قدیم اشاره ای مفید به وجود مدرسه نظامیه در این محل نشده است تنا سند معتبر در این زمینه کتیبه ای است که بر روی قسمتی از ایوان مخروبه مدرسه موجود بوده و به علت ترس از تخریب و کمک در حفظ آن توسط اداره باستانشناسی ازبنا جداو به موزه ایران باستان منتقل می گردد و همکنون با عنوان کتیبه نظام الملک در این موزه  نگهداری میگردد.

نگاهی به ویژگیهای معماری ایرانی در نظامیه خرگرد:

مدرسه نظامیه خرگردمدرسه ای است چهار ایوانی با منحنی مربع شکل که به دور این صحن مربع شکل چهر ایوانی به اندازه های مختلف و پهناها وعرض های مختلف قرار گرفته بودند ایوان قبله در این بنا ایوانی است با عظمت تر ودارای ضخامت بیشتر از سایر ایوانها  ضخامت ایوان قبله 20/2 و  سایر ایوانها 1/80 میباشد و دروسط ضلع چپ  ایوان قبله ایوان کوچکتر و در مقابل آن در وسط ضلع راست ایوان قبله ایوانی دیگر به صورت قرینه وجود داشته است و به عبارتی دیگر مدرسه نظامیه خرگرد متشکل از صحنی مربع و به همراه چهار ایوانی که محور طولی وافق صحنی و محل های مسکونی واقع در چهار گوشه که به این طریق به بنا شکل می داده اند قرار داشته اند فاصله ایوان شمالی این بنا از محور اصلی بنا به طور محسوس کمتر از نیم عرض ایوان قبله حتی ایوانهای جانبی است این ایوان از محور اصلی بنا به طور محسوس کمتر از نیم عرض ایوان قبله و حتی ایوانهای جانبی است این ایوان احتمالا راهروی ورودی به مدرسه نیز بوده است وعرض ان نیز کمتر از عرض ایوانهای جانبی است این مدرسه از آجر پخته ساخته شده و در برخی قسمت های بر جای مانده آن شکل آجر چینی خفته راست زبگزاک مشاهده شده است.

به طور خلاصه میتوان این مدرسه را اینگنه مجسم کرد که :

بر گرد صحنی مربع شکل چهار ایوان به اندازه ها و پهنا های متفاوت که عظیم ترین آنها ایوان قبله بوده وجود داشته که بر بنائی یک حلقه متصل می شده اند مشرف بوده است. 

ویژگیهای معماری ایران در مدرسه نظامیه خرگرد عبارتند از :

بنای چهار ایوانی بر گرد صحن مربع شکل است.

عظمت ایوان قبله نسبت به سایر ایوانها که با توجه به مذهبی بودن بنا اولین ایوان مورد توجه نیز به شمار می رفته است این ایوان دارای پهنای بیشتری نسبت به سایر ایوانها بوده است نمونه این سبک معماری در آثار زیر قابل مشاهده است:

مسجد جامع (جمعه )اصفهان مسجد شاه اصفهان مسجد ملک کرمان مدرسه مادر شاه در اصفهان مسجد گوهر شاد در مشهد که برای این قائده کمی فقط یک استثنا وجود دارد و آنهم در نزدیکی همین بنا و در یک بنای مدرسه ای است مدرسه غیاثیه خرگرد !.......... چون دارای مسجدی مجزا از صحن مدرسه است و همه ویژگیهای مذهبی را از ایوان قبله در طول بیشتر پهنای بیشتر وجود محراب بلند ای طاق بیشتر ما را حذف کرده اند به طوری که این ایوان با عظمت تر از ایوانها نیست و فاقد محراب است.

اینوان شمالی در اهمیت دوم پس از ایوان قبله قرار دارد و سپس ایوانهای جانبی قرار دارند ولی در این بنا به علت وجود راهروی ورودی و مدخل مدرسه عرض آن کمتر از دو ایوان جانبی است که این امر نیز کاملا طبیعی می باشد و نظیر این حالت در ایوان شمالی مسجد اصفهان پهنای ایوان شمالی 8 متر و پهنای ایوان جانبی 11 متر است و همچنین در مسجد جامع کرمان پهنای ایوان شمالی 6 متر و پهنای ایوان جانبی 5/6 متر وجود دارد به عبارتی دیگر در معماری ایران سلسله مراتب ایوانها در بنای مذهبی بر مبنای محلی است که در اطراف صحن در اشغال دارند و براین اساس است که الگوهای معماری گاهی دستخوش تغییر می شوند بر همین اساس ایوان قبله همیشه با عظمت ترین ایوانهاست و بعد از آن علی الاصول ایوان شمالی می آیید و سپس ایونهای جانبی که در مرتبه سوم قرار دارند ولی هنگامی که ایوان شمالی به عنوان راهروی ورودی به صحن بنا به کار گرفته شود عرض آن کمتر از عرض ایوانهای جانبی خواهد بود.

نظامیه خرگرد در شمار بناهایی است که میتوان این سیر تاریخی را در آن جاری دانست.

مدرسه

خانه سبک خراسانی

کاروانسرا

مشاهدات آندره گدار  از مدرسه نظامیه خرگرد:

پروفسور آندره گدار فرانسوی باستانشناس معروف فرانسوی است که قسمت عمده تحقیقات و کشفیات باستانشناسی مربوط به این مدرسه را انجام داده است و مشاهدات او تنها اسناد و مدارک معتبر و مطمئن علمی هستند که از حضور این مدرسه تخریب شده حکایت دارند آندره گدار در کتاب آثار ایران اینچنین نوشته است:

این مدرسه دیگر حتی یک خرابه نیز به شمار نمی آیید بلکه تلی از خاک است که مشکل بتوان در آن چیزی جز یک صحن وایوانی که در انتهای آن محراب قرار گرفته  باز شناخت با این همه این بار در مراجعت از رباط شرف از این بنای غیر مذهبی که به گمان من در اصل مذهبی بوده و بعضی نکات مجود در نقشه آن مرا سخت برانگیخته بود بازدید کردم و تصمیم گرفتم دقیقا دریابم که آیا نظامیه خرگرد در اصل یک ایوان دو ایوان یا چهار ایوان داشته است به عبارت دیگر این بنا که نام سازنده پر آوازه آن یعنی نظام الملک مبین تاریخ احداث آن میباشد میتواند به عنوان نمونه این شاخص برای بناهائی که ویژگی آنها وجود چهار ایوان میباشد به شمار آیید یا خیر به این سبب در میان انبوده خشت وخاک در هم ریخته که نماینده بنای قدیمی مدرسه وخرابه ای ساختمانی بود که در طول قرون به آن اضافه شده و به جستجوی دیواره های اولیه مدرسه بر آمدم دیوارهائی که با توجه با توجه با ایوانی که هنوز پا برجاست تجسم آنها امکانپذیر مینمود من موفق شدم اضلاع اصلی بنا را اندازه بگیرم گوشه جنوبی صحن در فاصله 30/5 متری نمای خارجی دیوارچپ ایوان بزرگ و 90/5 متری قطعه دیواری به وطول 11 متر و عمود بر صحن قرار گرفته است این دیوار در آن قسمت که در نقشه مشخص شده است هنوز به بخش نمای خارجی خود که شبیه تزئینات داخلی دیوارهای ایوان اصلی است.

غیاث الدین وقوام الدین شیرازی :

بنای مدرسه غیاثیه خرگرد توسط مرحوم خواجه قوام الدین شیرازی ساخته شد و پس از مرگ وی در حین ساخت مدرسه توسط غیاث الدین شیرازی به اتمام رسید  ساخت این مدرسه بر اساس کتیبه ای که در کناره ایوان ورودی وجود دارد در سال 1443 م و 896 ه ق حکایت میکند.

توصیف اجمالی از اجزای بنا :

سرد رورودی شمال غربی :

مدرسه شامل یک صحن میشود که چار ایوان وحجره هایی در دو طبقه آن را حاطه نموده است در چهار گوشه ی صحن اتاقهایی با سقف گنبدی شکل واقع شده است ورودی اصلی مدرسه شامل یک هشتی است که از دو قسمت راست وچپ  به دو اطاق بزرگ به سقف گنبدی ختم میشود فضای سمت راست یک مسجد وفضای سمت چپ سالن اجتماعات است هشتی حد فاصل بین این دو فضا دارای سقف گنبدی میباشد.

نمای بیرونی بنا :

مدرسه از چهار جانب آزاد بوده و با هیچ سازه ی دیگری تماس نداشته است مدرسه ی غیاثیه خرگرد یکی از بزرگترین بناهای معماری ایران است که گل نمای خارجی آن پوشش تزئینی در برگرفته از گل است هنرمندان دوره تیموری در کاشی سازی و کاشی کاری واجرای دیگر تزئینات بنا از شیوه ای استفاده می کرده اند که بدین وسیله سطح وسیعی در باره اینروش را ارایه داده است.

بدنه های دیوار را پوشش از کاشی و آجر که در ملات گچ  جای داده شده در برگرفته و در رگه های بین آجرها گره هایی به صورت افقی وعمودی تراشیده شده است ابعاد آجرهای به کار رفته در دیوارهای بنا عبارتند از 6*25*25 سانتی متر.

نمای اصلی :

این نما از لحاظ ظاهری به سه بخش عمده تقسیم میشود ایوان مرکزی گروهی متشکل از سه طاق نما برج هایی که در گوشه ها واقع شده اند . این ترکیب طاق نما برج های گوشه ها و دیواره های داخلی با بناهایی از دوران سلجوقی همچون کاروان سراهای دایه خاتون و رباط شرف قابل مقایسه است.

شباهت مدرسه غیاثیه خرگرد با آثار معماری دوران سلجوقی به حدی رسیده است که ما این شباهت را در دیگر آثار عرصه تیموری مانند زیارتگاه احمد بن یساوی 1397 م مسجد بی بی خانم سمرقند 1404 م تا 1399 و بنای گاز رگاه نمی بینیم.

در دو بنای اخیر ایوان مرکزی چه از لحاظ برش عمودی و چه از نظر پلان افقی هم چون مدرسه ی غیاثیه ی خرگرد طراحی شده است.

یک پوشش تزیینی که همکنون اثری از آن برجای نمانده است بخش پایینی نمای مدرسه را در برگرفته است در ایوان نقوش شش ضلعی وجود داشته است که در قسمت پایین دیوار درونی مسجد وجود داشته اند شیوه ی تزئین سرتاسر نمای بیرونی بنا را در بنای گاز روگاه نیز مشاهده مینمائیم. کتیبه های اصلی درپشت ایوان همان طراحی را که بر روی طاق ایوان به کار رفته است دارا می باشند در مسجد گوهر شاد مشهد (1418 م ) که توسط قوام الدین بنا شده است کتیبه ای در محراب مسجد به چشم میخورد که همچون مدرسه غیاثیه خرگرد به دنبال کتیبه ی طاق ایوان به کار رفته شده است اما در مسجد گوهر شاد کتیبه مذکور به کتیبه اصلی که برروی دیوار سر در ایوان نقش بسته است در درجه ی دوم اهمیت قرار دارند.

کناره های ایوان با استفاده  از فن کاشی کاری به وسیله ی حاشیه از جنس کاشی زینت یافته است پلاک های نوری شکلی که کلمه ی الله بر روی آن ها نقش بسته است به گونه ای مرتب شده اند که با اتصال گوشه های آن ها به یکدیگر شکل یک هشت ضلعی ایجاد گردیده است.

تزیینات به شکل مورب بر سطح خارجی دیورهای مدرسه تکرار شده است به نظر می رسد که در گذشته کتیبه ای بر زمینه ی کاشی سطح فوقانی نمای دیوار بیرونی را دور می زده است اسپرطاق نماها باتزئینات کاشی پوشیده شده است فرورفتگیهای موجود در اندود و گچ حاکی از آن است که روزگاری عناصر تزئینی بر روی آنها نصب بوده است بخش بیرونی ایوان که همچون سردر طراحی شده است با تزئینات معماری مزین شده است در هر طرف ایوان ورودی سه طاق نما وجود دارد که با بهره گیری از فنون کاشی کاری و بنایی توسط لوزی شکل زینت یافته اند که کتیبه ای از جنس کاشی بنا گردیده اند.

نمای اصلی بما که سر در ورودی بنای مدرسه را در بر میگیرد از لحاظ زیبایی و به کار گیری کاشی کاری واستفاده از تزیینات هنر معماری دارای شکوه وجلال بیشتری نسبت به طرفین پشت بنا است بنا بر این تاثیر نقوش واقعی بر روی نمای اصلی بیشتر از دیگر عناصر معماری واقع در این اثر معماری هم چون ایوان برج ها اتاق های گنبدی سقف گردیده است با نگاهی گذرا میتوان نمای اصلی مدرسه خرگرد را به مثابه نمای اصلی بنای گازرگاه دانست.

چنان چه نمای اصلی بنای گازار گاه از ترکیب برج طاق نما ایوان طاق نما برج تشکیل گردیده است شکل نمای اصلی مدرسه خرگرد به صورت برج گروهی از طاق نما های ایوان گروهی از طاق نماها تعریف میشود تفاوتی که بین طاق نمای جانب برجها دیده می شود نه تنها در عرض بلکه در عمق نیز میباشد این تفاوتبه هنگام طلوع خورشید وارتفاع سایه ها به روشنی ملاحضه می شود.

ورودی های مرکب درونی :

جالب ترین در اصلی ورودی مرکب  اطاق های گوشه ی صحن است که به وسیله پوشش گنبدی مسقف گردیده است معماری در ساخت این ورودی ها به تقلید از مسجد مولانا در تایباد صورت گرفته است.

گنبد شانزده ضلعی هشتی مابین دو فضای مسجدو سالن اجتماعات برروی شبکه ای از گچ بری های مایل واقع شده است این هشتی به عنوان گذر گاهی برای ورود به مسجد سالن اجتماعت وایوان به کار می رفته است در هر جانب این هشتی دو فضای کوچک گنبدی وجود دارد که فضای مربعی را بااستفاده از گوشواره هایی به دایره ای زیر گنبد متصل می کنند و در مسجد وسالن اجتماعی نحوه ی اتصالات فضای چهار گوش به پایه ی گنبد متفاوت است.

در مسجد چهار فیبگوش شکل چهار ضلعی فضا را به هشت ضلعی تبدیل می کنند حلقه ای از مقرنس ها شکل یک دایره مقرنس کاری شده را بر فراز فضای مسجد به وجود آورده اند هشت نورگیر دور تا دور پایه گنبد ورا فرا گرفته است.

بین هر دو نور گیر نورگیر بسته قرار گرفته است  پوشش داخلی گنبد آسیب زیادی دیده است که اخیرا به همت میراث فرهنگی ترمیم شده است آجر چینی قسمت فوقانی گنبد اخیرا باز سازی شده است در سالن اجتماعات به نظر می رسد که وزن عمده گنبد را تشکیل میدهند.

در این جا نیز پایه ی گنبد توسط هشت نور گیر به بیرون راه می یابد چنین سیستمی در ایجاد طاق گنبد در مسجد مولانا در تایبا (1444 م ) که توسط گنبدی با پایه ی دارای شانزده طاق پوشش میابد نیز دیده می شود.

دو ناحیه در مسجد و سالن اجتماعات تزئینات روی دیوار را نشان می دهند نوار افقی زیر نورگیر ساده بود و اساس توسط نقوش سطحی جلوه می یابد. بر بالای آن چه گفته شد در گاهی های کوچک ساده ای وجود دارد که به تدریج به مقرنسهای لانه زنبوری سالن اجتماعات به طاق های متقاطع حامل گنبد تبدیل میشوند نوری که از نورگیر ها بهه داخل بنا نفوذ میابد بوسیله حلقه واقع در زیر پایه گنبد تقویت یافته و باعث روشنائی بیشتر فضا میشود در طرح عملیات حفاظت بنا توسط وزارت فرهنگ وهنر سابق آثاری از شیشه در زیر پنجره ها وطاقچه های جنوب غربی سالن اجتماعات یافت شده است. خرده شیشه ها دارای یک میلی متر ضخامت وغالبا رنگی بودند رنگ هایی از قبیل قهوه ای سیر فیروزه ای و آبی روشن.

قطعه های کوچکی از گچ بری قالب ریزی شده نیز بافت میشود که به عنوان قاب هایی برای شیشه های رنگی استعمال میشده است با استفاده از این وشواهد می توان نورهای الوان که از میان پنجره ها بر روی مقرنس های اطراف آن ها می افتاد را به خوبی تصور کرد استفاده از شیشه در بناهای دیگر از دوران تیموری همچون گور میر 4/1403 م وعشرت خانه 1464 م مشاهده نمیشود.

تزئینات رنگی :

بخش پایین دیواره های مسجد و سالن اجتماعات با بهره گیری از نقوش هندسی تزئین یافته اند رنگ های استفاده شده در این نقوش عبارتند از سبز ، آبی ، زرد و قرمز ، حاشیه ای از نقوش منفرد مربع شکل دورتا شکل دورتا دور ازاره ای دیوارها را احاطه کرده است بر بالای آن کتیبه ای رنگی به خط کوفی قرار دارد. 

ناحیه اتصال دیوار به نورگیر های طاقی کشل و بخشی که مقرنس ها را در بر گرفته اند اند به وسیله تزئینات رنگی پوشش یافته است زیر نور گیرهای بسته را مجموعه ای از نقوش مرکب گیاهی تزئین کرده اند که توسط نقوش اسلیمی احاطه شده اند نور گیرهای فوقانی و مقرنس های اطراف آن ها را نقوش به سه موقوع : نقش هایی که افتاده یا محو شده اند ، ستاره های پنج پر و نقوش مرکب پوشش میدهند در دل اسلیمی هایی قرار گرفته اند .

درون وبرون نقوش مرکب با عناصر تزیین گیاهی پوشش یافته است انگار هایی بسیار ضعیف از نقوش رنگی بر روی گنبد سالن اجتماعات دیده می شود تعداد نقوش مرکب تخم مرغی شکل در مرکز و حاشیه ها قابل مشاهده اند و به نظر میرسد که هر قسمتی ازدیوار تزئینات خاص خود را داراست بخش های پایینی داخل فضا ها بخش های پایینی سطوح اسده و گچ بری های کامل قسمت فوقانی دیوار تزئنیات را ویژه بر روی دیوارهای در حالی دارای شیوع و پیچیدگی می باشد به نوعی به وحدت و یگانگی نقوش دلالت می کند. 

تزئینات رنگی در مدرسه ی غیاثیه خرگرد شباهت زیادی با تزئینات مسجد گوهر شاد بنایی که قوام الدین قبل از بنای مدرسه خرگرد به پایان رسانید دارد این شباهت را میتوان در عناصری هم چون نقوش هندسی پایین دیوارها نقوش مرکب کوچک ونقوش اسلیمی در بالای دیوارها مشاهده کرد ولی نقوش و عناصری نیز دیده می شود که قابل مقایسه مسجد گوهر شاد نیست مانند نقوش مرکبی که در سالن اجتماعات مدرسه وجود دارند این نقوش مشابهت اطراف گنبد بقعه نعمت الله ولی در ماهان کرمان دارند.

وجه در خارج مرزهای جغرافیائی کشور مان امروز با یک برنامه حساب شده فنی علمی وامنیتی می توان از اشتهار واعماد این سرزمین در سرزمینهای شرقی سود جست و همسایگانمان همچون افغاستان ، پاکستان ، تاجیکستان و .... را به بهانه تحصیل و علم اندوزی به این منطقه کشانید امری که با تاسیس چند دانشگاه و موسسه آموزش عالی یا حتی یکی حوزه علمیه جامع و مانع میتواند صورت گیرد.

برنامه ریزی برای وحدت مذاهب چهار گانه اهل سنت و شیعیان با توجه به وجود پیروان حنفی مذهب در سرح این شهر ستان ونفوذ علمای این دیار درسراسر جنوب خراسان و آن سوی مرزها نقش موثر سیاسی امنیتی است که تا امروز برای آن برنامه ریزی خاصی نشده است بیشک تکیه براین نقش میتواند موج پایداری در وحدت جهان اسلام خصوصا در شرق کشور وایجاد امنیت پایدار داشته باشد.

پایان

فهرست منابع و ماخذ :

گدار، ندره آثار ایران سازمان پژوهشهای اسلامی آستان قدس

پوپ ، آرتور سیری در معماری ایران نشر قطه

مجله اثر 

مجله سازمان میراث فرهنگی

شناسنامه بنا ها بژوهشکده سازمان میراث فرهنگی کشور

زنگنه محمد تاریخ رجال شرق ج 1

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 15:45  توسط علی  | 

باسلام خدمت خوانندگان عزیز  مطالبی راکه قولش را داده بودم با اندک تاخیر آنلاین شدکه از این بابت پوزش می طلبم امید است که مورد توجه قرار گیرد

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 11:3  توسط علی  | 

 

وجه تسميه :

وجه تسميه نشتيفان به علت شدت بادهاي موسمي در اين روستا است و لااقل شش قرن است که به اين نام خوانده مي شود و چون در معرض طوفان هاي بسيار شديد بوده و در ابتدا به آن « نيش طوفان » و کمي بعد « نشتيفان » و هم اکنون نشتيفان مي گويند .

همچنين يکي ديگر از علل اين نامگذاري بعلت آسياب هاي بادي فراواني است که در آن وجود دارد که به فرم وفن ويژه اي ساخته شده است که مطئناً از ابتکارات صنعتي همين مردم مي باشد . آسياب هاي موجود که نمودار کامل يک صنعت ناوابسته اين ديار مي باشند داراي قدمتي ديرينه است . حداقل مردهاي کهن سال اين شهر ياد نمي دهند که اين آسيابها در زمان آنان ساخته شده باشد و صاحبان آنها اظهار مي دارند که از طريق ارث از پدرانشان مالک آن ها شده اند .

موقعيت جغرافيايي :

نشتيفان با طول جغرافيايي َ10 و 60 و عرض جغرافيايي َ26 و 24 در فاصله 20 کيلومتري شهرستان خواف در حاشيه اراضي پست که به کوير منتهي مي شود در شيب ملايم يکي از آبرفتهاي رود کال شور قرار دارد .

از شمال به کوههاي باخرز و از جنوب به روستاب بياس آباد ، محمد آباد ، بهدادين و از شرق به روستاي برآباد و شهر سنگان و از غرب به اراضي کلاته ها منتهي مي شود .

محدوده قانوني آن بر اساس نقشه ترسيمي 8/14239 هکتار ، مساحت منابع آن 05/138339 هکتار و بقيه آن به ميزان 742/400 مستثنيات قانوني مي باشد .

فاصله نشتيفان از مرکز استان km 317 و فاصله آن تا مرز افغانستان km 30 است .

جاده تربت حيدريه تايباد از فاصله 4 کيلومتري شمال نشتيفان مي گذرد .

در سه راهي نشتيفان جاده قاين از آن جدا مي شود . منطقه مسکوني روستا در 3 تا 4 کيلومتري اين جاده قرار دارد و اين تنها جاده آسفالته ي است که از کنار نشتيفان مي گذرد و در واقع راه ورودي آسفالت روستا است .

 

 

 

آب و هوا :

نشتيفان به علت قرار گرفتن در حاشيه کوير و بارندگي بسيار کم از آب و هواي گرم و خشک برخوردار است .

تابستان هاي آن طولاني و سوزان و همراه با بادهاي موسمي 120 روزه و زمستانهاي آن سرد و خشک است . ماه تير گرم ترين ماه سال است و از اوايل آذر هوا کم کم روبه سردي مي گرايد و در بهمن سردي هوا به بيشترين حدش مي رسد . ميزان بارندگي سالانه بين 100 تا 200 ميليمتر نوسان مي کند .

مشخصات اقليمي دما :

هوا در زمستان بيشتر اوقات معتدل است و فقط اندکي از فصل سرما در اين منطقه سرد و يخبندان مي شود . و معمولاً شيبهاي زمستاني سرد و خشک و روزها معتدل است . تابستان هاي آن گرم و سوزان که گاهي درجه حرارت به 50 درجه سانتيگراد مي رسد و اگر بادهاي 120 روزه نبود گرماي اين منطقه طاقت فرسا بود . اختلاف درجه حرارت در زمستان 7 درجه سانتي گراد زير صفر تا 20 درجه بالاي صفر مي رسد . و در تابستان ها اين اختلاف درجه گاهي از 5 درجه بالاي صفر تا 27 درجه بالاي صفر در تغيير است .

 

بادها :

بدليل اهميتي که آسيابادها در گذشته در معيشت مردم داشته است توجه به بادها از اهميت خاصي برخوردار مي باشد . روستاي نشتيفان به لحاظ نحوه توسعه خود ( شمال غرب جنوب شرق ) دقيقاً عمود بر جهت وزش بادهاي 120 روزه قرار دارد . براي اين که بخش قديمي روستا نسبت به ديگر سطوح اطراف تا حدي پست تر است ، بادهاي شمال شرقي از سرعت بيشتر در حاشيه روستا برخوردار مي شوند که تاثير زيادي بر انرژي کسب شده از سوي آسيابادها مي گذارد .

مهمترين بادهايي که به نظر مردم روستا شناخته شده مي باشد عبارتند از : بادهاي 120 روزه ( شمال شرقي ) : اين بادهاي معروف که اهالي به آن ها باد کوه يا سياه باد مي گويند . بدليل چرخش آسيابادها در گذشته از اهميت زيادي برخوردار بوده است . باد 120روزه سيستان در دوره گرم سال يعني از 15 خرداد تا 15 مهر ماه به مدت 120 روز از ارتفاعات شمال شرقي ايران به سرزمينهاي جنوب شرقي ايران مي وزد که تاثيرات عمده از خود برجاي مي گذارد .

مشخصه اصلي اين بادها يعني تداوم زياد و سرعت ، بهره گيري از اين باد را امکان پذير ساخته است . سرعت زياد که گاهي 120 کيلومتر در ساعت مي رسد نيروي زيادي ايجاد مي کند که در صورت مهار آن انرژي زيادي در اختيار مردم قرار مي گيرد . آسيابادها بر همين مبنا ايجاد گشته اند تا علاوه بر نشان دادن توانايي هاي بشر مشکلات زندگي او را کاسته و آرامش و آسايش او را فراهم سازد . به هر جهت مهمترين و پر اهميت ترين جريان هوايي در منطقه همين بادهاي 120 روزه است که همه زواياي زندگي ساکنين اين منطقه را تحت تاثير قرار داده است .

بادهاي فراه ( فره ) : از طرف شرق مي وزد و بادي است ملايم و مفيد که در زمستان سبب گرمي و لطافت هوا مي شود و به بادهاي باران آور معروف است .

باد نيشابور : چون جهت وزش اين بادها از طرف نيشابور است به باد نيشابور معروف است . وزش اين باد از سمت شمال به جنوب است که موجب سردي هوا و پراکندگي ابرها و کم بارندگي در منطقه مي گردد . وزش اين باد همراه سرماي خشک و طاقت فرسا است .

بادهاي جنوب غربي : بادهايي مفيد بوده و باران آور مي باشد .

باد گاوبند : از شمال مي وزد و بادي خنک و سرد است .

باد کوه : اين باد در فصل زمستان از سمت شرق به غرب است و چون از کوه مي وزد باد سرد و سرمازايي است . گاهي که شدت اين بادها زياد مي شود به سيه باد مشهور است .

ميزان بارندگي :

نشتيفان به علت واقع شدن در حاشيه کوير و منطقه کم باران ايران از ميزان بارندگي کمي برخوردار است . و اين بارندگي بيشتر به صورت باران بوده و به ندرت در اين منطقه شاهد باريدن برف هستيم و اگر هم ببارد خيلي اندک است . ميزان بارندگي سالانه بين 100 تا 200 ميليمتر است .

 

 

علايم بارندگي و حرکت ابرها

هر گاه در اين منطقه ابر سياه از سمت قبله يعني غرب و يا از سمت جنوب حرکت نمايد بارندگي بوجود مي آيد و لذا هيچ وقت ديده نشده است که ابر سياه و تيره از طرف شمال و يا شرق حرکت نمايد و بارندگي به وجود نياورد .

تعيين ميزان خشکي :

ميزان خشکي را چنان چه بخواهيم با فرمول کوپن    kopen محاسبه مي کنيم ( P ميزان بارندگي و r انتشار و شدت بارندگي در فصول مختلف و t ميزان درجه حرارت ساليانه بر حسب درجه سانتيگراد مي باشد . ) وضعيت مقابل بدست مي آيد .

بنابر اين ضريب خشکي شهر عدد 12/0 مي باشد . با توجه به اين که هر قدر ضريب خشکي کمتر باشد ناحيه خشک تر خواهد بود . بنابراين آب و هواي نشتيفان خشک است . با فرمول مارتين ( فرمولي در جغرافيا ) عدد 5/8 به عنوان خشکي بين 5 تا 10 باشد معرف آب و هواي بياباني است . به هر حال با هر دو فرمول نشتيفان را با آب و هواي بياباني مي توان معرفي کرد .

بررسي فشار هوا

فشار هوا در فصل سرد 9/143 ميلي بار است که حداکثر فشار در نيمه اول آذر ماه ، 684 ميلي بار است و کمترين ميزان فشار در تير ماه است که 7/56 ميلي بار است . بطور کلي مي توان گفت که متوسط درجه حرارت 5/8 درجه سانتيگراد و حداکثر مطلق رطوبت 69 درجه سانتي گراد است و حداقل رطوبت 5/5 درجه سانتيگراد است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ريخت شناسي ;

نشتيفان را مي توان از نظر ريخت شناسي و شکل خارجي و نحوه استقرار مساکن جزء روستاهاي با مساکن مجتمع دانست . در واقع بافت قديم را مي توان جزء روستاهاي با مساکن مجتمع و از نوع فشرده و توده اي دانست که در يک محوطه نسبتاً محدود با کوچه هاي پيچ در پيچ که همگي به مرکز روستا که همان مسجد جامع است راه دارند . به علت تمرکز در قسمت محدود و اينکه مردم به دليل عدم امنيت مي خواسته اند نزديک به هم باشند . بافت قديم از خروجي ها به منطقه مسکوني قابل کنترل بوده است . شايد بتوان بافت قديم را قلعه اي شکل تصور کرد ولي آن چه مسلم است اين که نشتيفان هيچ وقت حصار و دروازه نداشته است . بلکه مساکن به نحوه به هم فشرده بوده اند که مي شود آن را مثل دژي محک در نظر گرفت .

بافت جديد مساکن به شکل طولي در امتداد رودخانه بازه آب و رودخانه زير باغ ها و جاده هاي آسفالته خواف به قاين و تايباد به قاين قرار دارد . کل اراضي کشاورزي در جنوب و با فاصله کمي از منطقه مسکوني قرار گرفته اند . در حال باز هم شکل شهر نشتيفان در حال تغيير است .

جمعيت شناسي

لزوم مطالعه چيست : آگاهي بر ويژگي هاي جمعيتي مانند توزيع ، تراکم ، ساختمان ، ميزان شهر نشيني و روستا نشيني ، مرگ و مير ، مهاجرت ، فعاليت ، اشتغال ، بيکاري و .... در طرح برنامه هاي اقتصادي و اجتماعي به منظور جهت گيري سياست هاي ملي از اهميت ويژه اي برخوردار است و طراحان برنامه هاي مملکتي ناگزير از توجه به روابط متقابل موجود ميان متغيرها هستند که در تحول اقتصادي و اجتماعي تاثير مي گذارند . شايد مهمترين متغيري که در برنامه ريزي ها به عنوان مبناي محاسبات در نظر گرفته مي شود ، جمعيت و دگرگوني هاي آن در گذشته و حال و پيش بيني تحولاتش در آينده است ، بنابراين دستيابي بر اين کميتها و تناسبها و تعيين دقيق حرکات و نوسانات ساختمان جمعيت و علل آن جهت تنظيم برنامه ها توسعه اقتصادي و اجتماعي لازم و ضروري است .

تعداد جمعيت : جمعيت نشتيفان بر طبق سرشماري 1345 ، 2347 نفر و در سال 1355 ، 2680 نفر و در سال 1365 ، 5690 نفر بوده است و با توجه به اين ارقام مي توان گفت که جمعيت نشتيفان از سال 1345 تا 1355 در فاصله 10 سال به تعداد 333 نفر اضافه شده است . بنابراين ميزان رشد جمعيت 21/1 درصد مي باشد و رشد جمعيت در طي اين 10 سال طبيعي بوده است .

در سال 1365 جمعيت به 5690 نفر مي رسد ، يعني افزايش جمعيتي معادل 3010 نفر بوده است که ميزان رشد آن 8/7 درصد مي باشد . اين رشد جمعيت غير طبيعي بوده و مي توان براي آن علت ذکر کرد :

1)   بهبود وضعيت بهداشتي که مرگ و مير را کاهش داده و از طرفي مي توان ديدگاه تشويقي اوايل انقلاب نسبت به تعداد فرزندان را عنوان کرد .

2)   از نظر فرهنگي مذهبي نيز ، مردم منطقه فرزند را هديه خدا مي دانند و کنترل مواليه را بر خلاف اعتقادات ديني خود مي دانند . بنابراين هيچ کنترلي بر مواليه در دوره مورد بحث وجود نداشته است .

3)  ورود مهاجرين افغاني : که کم کم در روستا زياد شدند و علت آن را مي توان مذهب مشترک و نزديکي به مرز عنوان کرد .

برآورد جمعيت نشتيفان در سال 1372 ، 5247 نفر بوده که کاهش جمعيتي معادل 433 نفر داشته است . نرخ شديد جمعيت 15/1 درصد بوده است . علت اين کاهش جمعيت کنترل مواليه نبوده است . زيرا هنوز ضرورت کنترل مواليه در مردم نشتيفان احساس نمي شد . بنابراين علت رشد منفي جمعيت را مي توان برگشت مهاجرين افغاني به وطن خود دانست .

در سال 1375 جمعي 5707 نفر بوده است . يعني با نرخ رشد 84/2 درصدي ، 460 نفر در مدت 3 سال اضافه شده است و علت اين رشد جمعيت را مي توان بالا رفتن سطح بهداشت و عدم کنترل مواليه دانست . در سال 1377 جمعيت به 5917 نفر رسيده است يعني با رشد جمعيت 83/1 درصد اضافه جمعيتي معادل 211 نفر را داشته که همچنان رشد جمعيت را نشان مي دهد . در سال 1378 شاهد جمعيت 6000 نفري با نرخ رشد 20 درصدي مي باشيم و در سال 1379 جمعيت به 6147 نفر رسيده که نرخ رشد جمعيت 88/1 درصد بوده است و از نرخ رشد بالايي برخوردار بوده است . همچنين افزايش جمعيت در سال 1380 يعني 6288 نفر با نرخ رشد 09/2 درصد را شاهد بوديم . در سال 1381 جمعيت نشتيفان به 6385 نفر رسيده که کاهش نرخ رشد 25/0 درصدي را نسبت به سال قبل . اين کاهش نرخ رشد مي تواند به علت کنترل مواليه باشد و طبق آخرين آمار حدود 57 درصد زنان شوهر دار ( 49 15 سال ) وسايل تنظيم رشد خانواده استفاده مي کنند . که خود مي تواند تاثير زيادي بر کاهش جمعيت در آينده داشته باشد . چنانچه در ابتداي سال 82 جمعيت نشتيفان به 6445 نفر رسيده است که نسبت به سال گذشته فقط 60 نفر اضافه شده نرخ رشد جمعيت به 62/1 درصد رسيده که حدود 2/0 درصد کاهش نرخ رشد را داشته ايم . البته نبايد مهاجرت خانواده هاي جوان را نيز از نظر دور داشت .

تعداد و اندازه خانوار : جمعيت شناسان و صاحب نظرات علوم اجتماعي در تعريف خانوار مي گويند يک واحد آماري است با ويژگي هاي اجتماعي اقتصادي معين مرکب از افرادي که در اين کانون زندگي مي کنند . ( وحدت زندگي ) زير يک سقف مي خوابند . ( وحدت محل سکونت ) هم خرج هستند . ( وحدت بودجه ) و دور يک ميز يا سفره غذا مي خورند .

منظور از بعد يا حجم خانوار در پژوهش هاي جمعيتي تعدادي از افراد که به طور رسمي يا شرعي جزء يک خانوار محسوب مي شوند يکي از شاخه هاي اندازه گيري بعد خانوار ميانگين حجم خانوار است که تقسيم جمعيت کل يک جامعه در زمان معين بر تعداد کل خانوار دست مي آيد .

داده هاي آماري موجود نشان مي دهد که تعداد خانوارهاي ساکن در نشتيفان در سال 1345 ، 467 و در سال 1355 ، 537 خانوار بوده است . ابعاد خانوار در اين دو سال 4/4 و 1/4 نفر بوده است که در طي 10 سال 109 خانوار به اين جمعيت اضافه شده است و 3/0 درصد کاهش داشته است . علت را مي توان در عدم وجود امکانات بهداشتي و مرگ و مير زياد کودکان دانست . در سال 1385 تعداد 1087 نفر در نشتيفان وجود داشته و بعد خانوار به 2/5 نفر رسيده و در طي اين 10 سال 441 خانوار اضافه شده که علاوه بر افزايش تعداد خانوار افزاي بعد خانوار به تعداد 1/1 نفر را داشته ايم . علت اين افزايش روي آوردن مهاجرين افغاني به نشتيفان بوده است و علت افزايش بعد خانوار را مي توان بالا رفتن سطح عمومي بهداشت دانست . علاوه بر آن خانواده هاي افغاني از جمعيت بيشتري نسبت به افراد شهر برخوردار بوده اند و در بين آن خانواده هاي افغاني از جمعيت بيشتري نسبت به افراد شهر برخوردار بوده اند و در بين آن ها نظام چند همسري به شدت وجود داشته که خود مي تواند بر افزايش بعد خانوار تاثير گذار باشد . در سال 1372 کاهش تعداد و افزايش بعد خانوار شهر را شاهد بوده ايم . تعداد خانوار 918 و بعد خانوار 7/5 نفر بوده است . که علت کاهش تعداد خروج مهاجرين افغاني و علت افزايش 5/0 نفري بعد خانوار ، پيشرفت روز افزون امکانات بهداشتي بوده است .

در سال 1375 تعداد 33/1 خانوار با بعد 03/5 نفري در هر خانوار وجود داشته و در سال 1377 تعداد 1071 خانوار با بعد 52/5 نفر سکونت داشته اند . با توجه به آمار سال 1375 متوجه مي شويم که در طي دو سال 62 خانوار کم شده اما بعد تعداد خانوار همچنان افزايش مي يابد و علت آن را مي توان در نبودن کار و مهاجرت خانوارهاي جوان را دانشت .

در سال 1378 تعداد خانوار 1089 و بعد خانوار 5/5 بوده است که در مدت يک سال 18 خانوار بر تعداد خانوارهاي ساکن در شهر اضافه شده ايت و بالاخره در ابتداي سال 82 تعداد خانوارهاي ساکن در نشتيفان 1305 و بعد خانوار 93/4 نفر در هر خانوار بوده است که نسبت به سال 1378 تعداد 216 خانوار اضافه شده است . اما بعد خانوار به ميزان 57/0 نفر کاهش يافته که اين مي تواند نتيجه کنترل مواليه و تنظيم خانوار باشد . آنچه مسلم است بعد خانوار که همچنان در آينده کمتر خواهد شد .

« ميزان رشد جمعيت ، تعداد خانوار و بعد خانوار در سال هاي متفاوت »

سالهاي سرشماري

جمعيت

تعداد خانوار

بعد خانوار

ميزان رشد به درصد

1345

2347

537

4/4

-

1355

2680

646

1/4

21/1

1365

5690

1087

2/5

8/7

1372

5247

918

7/5

15/1

1375

5707

1133

03/5

84/2

1377

5918

1071

52/5

83/1

1378

6000

1089

53/5

2

1379

6147

1108

54/5

88/1

1380

6288

1188

29/5

09/2

1381

6385

1256

08/5

84/1

1382

6445

1305

93/4

62/1

مرگ و مير : منظور از مرگ و مير مرگ هايي که در يک جامعه يا گروه اجتماعي در يک سال معين اتفاق مي افتد . مرگ انسانها از لحظه تولد و حتي پيش از آن شروع مي شود و با گذشت زمان قابليت ميرايي روبه افزايش مي رود . مرگ و مير را مي توان از فرمول مقابل محاسبه کرد :

تعداد واقعه مرگ و مير در سال مشخص

100 ×                                                                 = ميزان مرگ و مير

جمعيت ميانه همان سال

بر اساس آمار گيري شبکه بهداشت و درمان شهرستان خواف در سال 1381 تعداد مرگ و مير در شهر نشتيفان 11 نفر بوده است که با توجه به جمعيت ميانه همان سال 6385 نفر بوده است . ميزان مرگ و مير برابر 72/14 در 1000 نفر مي باشد . عمر متوسط در نشتيفان نسبت به شهرستان کمتر و ميزان مرگ و مير آن بيشتر است .

مهمترين علل مرگ و مير در نشتيفان غالباً بيماري عفوني و جراحات عميقي که از کارهاي سخت و طاقت فرسا است مي باشد . به تازگي به علت اين که تعداد زيادي از مردم از راه داشتن کاميون و رانندگي در جاده ها معيشت مي کنند تصادفات و حوادث رانندگي را مي توان يکي از عوامل مرگ و مير دانست .

بيشتر مرگ و مير به گروه سن 80 تا 84 سالگي ديده مي شود که رقمي حدود 84/153 در 1000 است و بعدا از آن بيشترين مرگ و مير در گروه سني کمتر از يک سال با رقمي حدود 28/51 در 1000 ديده مي شود .

مهاجرت

مهاجرت عبارت است از جابجا شدن دسته جمعي يا انفرادي انسان ها ، گاهي اين مفهوم را در بعد وسيع تر به کار مي برند و هر گونه تغيير محل اقامت فردي يا خانوادگي تعريف مي کنند .

مهاجرت پديده اي است که از پويايي جامعه حکايت مي کند . بر اثر مهاجرت بي رويه ناحيه مهاجر فرست با کمبود نيروي کار بويژه نيروي جوان و سازنده که قدرت خلاقيت و پذيرش نو آوري ها را داشته روبرو خواهد شد و در نتيجه آن ناحيه دچار رکود و عقب ماندگي خواهد شد . ناحيه مهاجر پذير که بيشتر شهرها مي باشند بر اثر ورود بيش از حد مهاجرين با افزايش بيکاري ، فقر ، زاغه نشيني ، اعتياد و انحرافات و مشکلات اجتماعي بيشمار روبرو خواهد شد .

پديده مهاجرت به دو صورت است : دائمي و موقت .

مهاجرت دائمي : در اين نوع مهاجرت افراد به قصد سکونت دائم محل اقامت خود را ترک مي کنند و در شهرها ساکن مي شوند . اين افراد بيشتر قشر جوان هستند که بعد از اتمام تحصيلات متوسطه به دليل نبودن شغل مناسب و امکانات کار ، براي يافتن کار دائمي رهسپار ديار غربت مي شوند . ولي بدليل وابستگي هاي شديد مذهبي فرهنگي همچنان ارتباط خود را با محل اقامت اوليه حفظ مي کنند و به همين دليل به ندرت در نشتيفان برون همسري ديده مي شود .

مهاجرت فصلي يا موقت : اين مهاجرت که بيشتر در بين قشر کم بضاعت و جوانان محصل و همچنين معلمين ديده مي شود و آن ها به دليل ضعف بنيه مالي ( افراد کم بضاعت ) به مراکزي که درآمد بيشتر در آنها يافت مي شود مثل شهرهاي تهران ، مشهد ، کرج مي روند و در آنجا به کارهاي ساختماني ، ميوه چيني ، کار در رستوران ها و کارخانه ها مشغول مي شوند . بنابراين مهاجرت آنان در آغاز فصل گرم شروع مي شود و با شروع فصل سرما و بازشدن مدارس پايان مي يابد . البته بايد گفت که اين مهاجرت با کاهش چشمگيري روبرو است و علت آن نيز اين است که وضعيت مالي مردم بهبود پيدا کرده و کشاورزي نيز رونق گرفته است . مطالعات انجام شده در سطح شهر نشتيفان در ارتباط با مسئله مهاجرت مبين اين امر است که در دوره هاي مختلف آماري ، وضعيت مهاجرت آن متفاوت از هم بوده است و اصولاً دلايل اجتماعي و فرهنگي مهاجر فرست چنداني نداشته اند . حتي در دهه 55 1345 که روستاهاي کشور براي اصلاحات اراضي دچار دگرگوني هاي شديدي در نظام سنتي روستايي شده بود و با مهاجرت فرستي شديدي روبرو شده بودند . بدليل سيستم خرده مالکي حاکم بر اراضي نشتيفان ، اجراي اصلاحات اراضي تغيير چنداني را در روستا نتوانست بوجود آورد . اين مسئله همراه با ساختارهاي اجتماعي و بخصوص مذهبي از عوامل اصلي عدم مهاجرت دائمي مردم روستا بوده است . در دهه 65 1355 با پيروزي انقلاب اسلامي همزمان با شروع جنگهاي داخلي افغانستان سبب سرازير شدن هزارها مهاجر به منطقه شده که گروهي از مهاجرين به دلايل مذهبي و اجتماعي در نشتيفان ساکن گرديدند . اين مسئله سبب بروز تحولات در اوضاع اقتصادي روستا شد که همراه با عوامل اجتماعي سبب کاهش مهاجرت آن شده است . در اين دوره با رواج فعاليتهاي خدماتي و افزايش درآمدها به تبع آن ، نشتيفان مهاجرت پذير نيز بوده است که عمدتاً از روستاهاي باغچه ، هرشي ، پشت ساباد ، چشمه مزار نشتيفان آمدند . در اين سال ها که افاغنه هيچ گونه منبع درآمدي نداشتند اقدام به انجام فعاليت هايي از قبيل قاچاق مواد سوختني ، مواد مخدر ، پيله وري و ... نموده و از طريق درآمدهاي زيادي به نشتيفان سرازير شده که رونق بيش از حد آن را در بر داشته است .

اين فعاليتها دو نتيجه اقتصادي و اشتغال زايي را براي روستاييان به ارمغان آورده است . اولاً : گروهي از مردم بيکار روستا جذب اين فعاليت ها شده اند و ثانياً عده اي از مردم در قالب فعاليت هاي خدماتي مشروع و قانوني به ارائه خدمات به آن ها مي پرداختند . همين دو عامل سبب کاهش بيکاران ، افزايش نسبي رفاه اقتصادي و جلوگيري از مهاجرت در سال 1372 گرديده است حتي عده اي از طريق همين درآمدهاي انباشته شده اقدام به سرمايه گذاري در امور حمل و نقل و کشاورزي نموده اند که تا مدتي از مهاجرت روستاييان جلوگيري خواهد کرد . بازگشت افاغنه باعث کاهش درآمد روستا و رکود فعاليت هاي اقتصادي شد ولي باز هم عوامل اجتماعي و فرهنگي قدرتمند روستا مانعي جهت مهاجرت هاي گسترده و ملموس بوده است .

جمعيت فعال و وضع اشتغال

بنا به کنفرانس بين المللي آمارشناسان جمعيت فعال متشکل از زنان و مرداني است که نيروي آماده اي را براي توليد کالا و خدمات تشکيل مي دهند . بنا به تعريف جمعيت فعال افرادي را در نظر مي گيرد که از لحاظ اقتصادي داراي فعاليت سودمند هستند و به توليد ثروت و خدمات اقتصادي مي پردازند .

ميزان فعاليت عمومي از رابطه مقابل بدست مي آيد . 

جمعيت فعال

100 ×                                    = ميزان مرگ و مير

کل جمعيت

گفتني است که در نشتيفان کودکان زير 15 سال و جمعيت بالاي 65 سال و زنان به عنوان جمعيت فعال محسوب مي شوند . اما واقعيت اين است که هم اکنون نشتيفان به شهر تبديل شده که به تبع آن فرهنگ و آداب اجتماعي مردم نيز کم کم دگرگون مي شود . هم اکنون ديگر زنان روستا مشکل گذشته در فعاليت هاي اقتصادي شرکت ندارند و کار آن ها محدود به خانه داري و پرورش فرزندان شده است و محصلين هم فقط در تابستان به صورت جزئي در فعاليت هاي اقتصادي شرکت مي کنند . بنابراين جمعيت فعال کمتر از نصف در گذشته شده است .

اقتصاد

منابع عمده درآمددر روستا ها و شهرهاي کوچک ايران از چهار طريق مي باشد :

1) زراعت     2) باغداري                         

3) دامداري و دامپروري و پرورش طيور                   4) صنايع دستي

منابع درآمد در نشتيفان بر پايه باغداري ، زراعت ، دامپروري ، حمل و نقل کالا ، تجارت و پرورش طيور و کارگري است .

کشاورزي

کشاورزي به مجموعه فعاليت هايي زراعي ، باغداري ، جنگلداري ، پرورش عسل ، ماهي ، طيور و کرم ابريشم اطلاق مي شود .

کشاورزي در نشتيفان بر پايه باغداري و زراعت ( به صورت ديم ) و پرورش طيور مي باشد .

اراضي قابل کشت محصولات کشاورزي بالغ بر 500 هکتار مي باشد که حدود 200 هکتار از اين اراضي آبي و حدود 300 هکتار اراضي زراعي ديم مي باشد .

عوامل توليد کشاورزي

عوامل توليد کشاورزي عواملي هستند که بدون آن ها امکان توليد محصول کشاورزي وجود ندارد .

اين عوامل عبارتند از : آب ، زمين ، نيروي انساني ( نيروي کار ) و بذر .

آنچه بيشتر کشاورزان را نگران مي کند کمبود آب است که در دهه اخير به علت کمي نزولات آسماني و خشکي بيش از حد هوا و وزش بادهاي 120 روزه سيستان در فصل تابستان از رطوبت کاسته شده و زمين ها توانايي لازم را براي کشت ندارند .

آب کشاورزي

آب مهمترين عامل کشاورزي در نشتيفان و مناطق کويري است همانطور که گفته شد نزولات آسماني بسيار کم است و منطقي بنظر نمي رسد که روز کشت سرمايه گذاري شود . بنابر اين مهمترين مناطق آب کشاورزي 5 قنات است که توضيحات مختصري درباره آن مي دهيم :

1.    قنات آب ده : پر آب ترين قنات نشتيفان است که از شمال روستا سرچشمه مي گيرد و پس از طي سه کيلومتر از مرکز روستا از کنار مسجد جامع شيخ زين الدين سر در آورده و مستقيماً وارد زمين هاي کشاورزي مي شود . داراي 6 اينچ آب است که عمق چاه 47 متر است . عمده ترين محصولات کشت شده در زمين هاي اين قنات توتون ، سير ، پسته ، گندم و شبدر ( براي علوفه دام است ) . سال به سال از کشت اين محصولات کاسته شده و جاي خود را به انواع نهال مي دهد .

2.   قنات مير اندام ( مير انداب ، مير انداو ) : اين قنات 5 اينچ آب دارد و عمق چاه آن بين 40 تا 45 متر و طول آن 3 کيلومتر مي باشد . همده ترين محصولاتي که در اراضي اين قنات کشت مي شود . انواع نهال است . شکل ( 1 2 ) و ( 2 2 ) نمايي از داخل سقاوه سو مربوط به اين قنات مي باشد .

3.   قنات شميران ( شمرو ) : اين قنات داراي 3 اينچ آب است . عمق مادر چاه آن 20 متر و طول آن 3 کيلومتر مي باشد . در اين قنات نهال از مهمترين محصولات کشاورزي است .

4.   قنات بهناب : مقدار آب اين قنات 5/2 اينچ است . عمق مادر چاه آن بين 45 40 متر و طول آن 3000 متر مي باشد . محصولاتي از قبيل توتون ، پنبه ، سير ، جو و گندم از محصولات اين قنات است .

5.   قنات پروندان : يکي ديگر از قنات هاي نشتيفان است . مقدار آب اين قنات 2 اينچ و طول آن حدود 3 کيلومتر و عمق مادر چاه آن حدود 35 تا 40 متر است . پنبه ، سير ، تنباکو و نهال محصولات اين قنات هستند .

نکته بسيار مهم در مورد قنات ها اين است که مقدار آب آن ها در طول سال ثابت نيست و از اين جهت مشکلاتي را براي کشاورزان ايجاد مي کنند .

زمين کشاورزي

نظام مالکيت : مالکيت زمين هاي کشاورزي در نشتيفان از قديم به صورت خرده مالکي بوده است و هر کس در قطعه زميني که دور آن حصار دارد کشت مي کرده است و متاسفانه بر اثر قوانين ارث اين زمين ها به مرور زمان کوچکتر  شده است . امروز ديگر کشت و کار زمين شخص اقتصادي نيست و اين مشکل با استفاده از نظام اجاره اي داراي حل شده است . يعني اين قطعات کوچک زمين که همگي از يک هکتار کمتر است به شخص اجاره داده مي شود و او با مديريت واحدي به کشت و کار مي پردازد . مبلغ اجاره هم با توافق طرفين تعيين مي شود . بنابراين با وجود خرده مالکي اصلاحات ارضي در نشتيفان انجام نشده و همچنين هيچ تغييري در نظام مالکيت زمين ايجاد نشده است .

جنس خاک : از نظر کشاورزي خاکهاي منطقه به دليل آب رفتي بودن مي تواند براي فعاليتهاي کشاورزي مناسب باشد . علت اصلي گسترش نهال کاري جدا از شرايط اقليمي شوري نسبت خاک منطقه است . لازم به ذکر است که در صورتي که آب مورد نياز تامين گردد زراعت و باغداري از بهره دهي بسيار خوب برخوردار خواهد بود . همچنين کشاورزان سالهاي متمادي زمين ها را شخم زده و به آن کودهاي حيواني افزوده اند و موجب اصلاح خاک شده اند که اين خود نشانه تلاش و زحمات زارعين را مي رساند که به استفاده از وسايل ابتدايي توانسته اند خاک کوير را به نهالستان هاي سرسبز تبديل کنند .

ماشين آلات و ابزار کشاورزي : قبلاً ذکر شد که زمين هاي کشاورزي به صورت قطعات حصار دار کوچکي است و بر اثر قوانين ارث روز به روز کوچکتر مي شود . بديهي است که نمي توان در اين قطعات کوچک از ماشين آلات مدرن استفاده کرد . بنابراين ابزار کشاورزي همان وسايل سنتي و قديمي هستند . علاوه بر آن کشاورزي نهال کار هيچ نيازي به استفاده از وسايل مدرن ندارند زيرا نيروي کار زياد است و مي تواند به نفع نيروي جوان و بيکار باشد . البته در زمين هاي ديم که وسعت زيادي دارند مثل نواحي ديگر ايران از ماشين آلات کشاورزي استفاده مي کنند .

محصولات کشاورزي :

1)   گندم و جو : سازگاري زياد گندم و جو سبب شده که کشاورزان نسبت به زراعت رغبت بيشتري از خود نشان دهند . گندم و جو مي تواند در دماي 55-35 درجه مقاومت کند . بنابراين با آب و هواي نسبتاً کويري نشتيفان نيز سازگاري کامل دارد . کشت گندم در گذشته با استفاده از آب  قنات و زمين هاي آبي صورت مي گرفته است . ولي با آمدن محصولاتي مانند پنبه و سير و رواج نهال کاري ديگر از زمين هاي آبي براي کشت گندم استفاده نمي شود و آن مقدار کمي هم که کشت مي شود براي علوفه دام ها و به صورت سبز استفاده مي شود . بنابراين کشت گندم و جو بيشتر به صورت ديم مي باشد و اگر بارندگي کافي باشد محصول خوبي هم نصيب زارعين مي شود .

2)   پنبه : از نظر سازگاري پنبه تحمل چنداني در مقابل سرما و يخبندان ندارد بنابراين سازرگاري کامل با مناطق گرم دارد ولي جاي زيادي مي گيرد و بهره دهي آن نسبت به فضاي اشغال شده و آب  مصرف شده کم است و با توجه به اين که زمين هاي قابل کشت نشتيفان قطعات کوچک است ، کم کم از کشت پنبه کاسته شده و جاي خود را به نهال داده است .

3)  سير : گياهي است که به آب زياد احتياج دارد و با آب و هواي گرم سازگاري دارد . سير در ده سال گذشته عمده ترين محصولي بوده که در باغ هاي نشتيفان کشت مي شده است ، اما قيمت سير ثابت نبوده و از اين لحاظ کشاورزان متضرر مي شدند و به همين علت از کشت آن کاسته شده است .

4)  زعفران : گياهي است که به آب زيادي احتياج ندارد و در سال دو تا چهار بار آبياري مي شود . البته همين آب  کم براي زعفران ضروري است و نمي توان زعفران را به صورت ديم کاشت . بنابراين کشاورزاني که قطعات زميني دارند که به علت کمي آب نمي توانند کشت کنند در آن به کشت زعفران مي پردازند .

5)  تنباکو ( توتون ) : گياهي است يکساله با ريشه اي راست و ساقه اين گياه ابتدا علفي و سبز رنگ و به تدريج سفت شده و نيمه چوبي و داراي بافت نازک و برگ هاي پهن مي باشد . اين گياه از لحاظ کشت در چند ساله اخير بعد از نهال و سير مقام سوم را داشته و از طرف شرکت دخانيات حمايت مي شده است .

6)   زيره : گياهي است با ساقه علفي و بسيار ظريف که به صورت ديم در نشتيفان کاشته مي شود و مقدار محصول آن بستگي به بارندگي در زمستان و اوايل بهار دارد . بندرت کشت زيره به صورت آبي ديده مي شود .

7)  نهال : کشت نهال به صورت تجاري که امروزه اقتصاد نشتيفان را رونق بخشيده است سابقه چنداني ندارد . اما قدمت کشت و پرورش نهال به صورت سنتي را مي توان چند صد سال دانست و اين را مي توان از عمر درختان کهن و سر به فلک کشيده موجود حدس زد . شايد عمده ترين دليل پرورش نهال در نشتيفان نخستين بار به خاطر کشت درختاني جهت جلوگيري از خسارت باد بود است و نتيجه مثبتي که از اين روش بدست آورده اند موجب تشويق مردم به ادامه اين کار شده است . عمده ترين دليل فقط در منطقه خواف وجود دارد و همين موضوع کاشت گونه هاي ديگر نهال را به خاطر همين تک گونه هاي اقتصادي و مقرون به صرفه کرده است . عمده ترين گونه هاي نهالي که در نشتيفان پرورش داده مي شود عبارتند از :

1-  کاج الدار ( کاج تهران ) : درختي است سوزني برگ و هميشه سبز با ارتفاع 20 30 متر ، سريع الرشد و با ميوه مخروطي که سه بهره برداري آن 80 سال مي باشد . موطن اصلي اين درخت دشت الهار جمهوري گرجستان مي باشد . البته بعضي معتقدند که اين درخت بومي همين منطقه است .

2-  کاج خمره اي و مخروطي ( کله قندي ) : درختاني سوزني برگ ، هميشه سبز ، هرمي و توپي شکل است و ارتفاع کمي دارند و رشد طولي نسبت کاج الدار بسيار است . نکته قابل ذکر و مهم در مورد اين دو گونه بومي بو.دن اين گياهان است . بطوريکه هر ساله از سراسر کشور و خارج از کشور براي خريد اين دو گونه نهال نشتيفان مي آيند . در واقع همين دو گونه ، اشتغال به نهال کاري را در اين منطقه مقرون به صرفه و اقتصادي ساخته است .

3- سرو : درختي چوبي ، سوزني برگ ، هميشه سبز با برگ هاي سبز روشن متمايل به زرد است . ارتفاع آن 18  تا 37 متر است . موطن اصلي اين گياه ايالت کاليفرنياي آمريکا مي باشد . اين گياه با آب و هوا و خاک منطقه سازگاري کامل دارد . از اين گياه بيشتر براي زيبا سازي فضاهاي شهري ، پارک ها و ميادين استفاده مي شود .

1.    سرو نقره اي ( سرو سيمين ) : درختي چوبي ، سوزني برگ و با برگهاي سبز متمايل به سفيد است . ارتفاع آن به 16 متر مي رسد . موطن اصلي آن آمريکاي شمالي است .

اين گونه در سال 1334 از کاليفرنياي آمريکا وارد ايران شد . و در باغ نباتات دانشکده کشاورزي کرج کشت گرديد . اين گونه را مي شود منفرد يا گروهي کاشت . از اين درخت بيشتر براي زيبايي حاشيه خيابان ها و پارکها استفاده مي شود .

2.   سرو ناز ( سرو شيرازي ) : درختي است چوبي و سوزني برگ ، هرمي شکل و هميشه سبز،ارتفاع آن به 15 تا 18 متر مي رسد . هموطن اصلي آن جنوب اروپا است .

3.   سرو خمره اي ( توپي ) درختي هميشه سبز با برگهاي پولکي شکل است . ارتفاع آن به 15 متر مي رسد . موطن اصلي آن شمال شرقي آمريکا مي باشد . از اينگونه در کشتزارهاي آفتاب رو کنار رودخانه ها ، تزيين فضاهاي شهري ، پرچين ها ، بادشکن ها و باغ هاي صخره اي استفاده مي شود ..

4-  گل رز : درخته اي داراي ساقه راست ، خزنده و تيغ دار است . گل ها مجزا يا در انتهاي شاخه مجتمع مي شوند . گل رز در حدود 1800 سال پيش در چين به نام رز چيني ساخته شد . دامنه رنگ گل رز از قرمز ، سفيد ، زرد ، پرتغالي ، به رنگهاي مختلف بنفش و ... مي رسد و ميوه نيز از تلقيح گلها بوجود مي آيد . رزها از طريق قلمه ، بذر ، پيوند شکمي ، پيوند انگليسي ، و اسکنه اي تکثير مي شوند  .

5-  بادام : اين گياه بومي آسياي ميانه و بخصوص ايران است که داراي جنگل هاي وسيعي از گونه هاي وحشي اين گياه هستند . وجود خاک سبک براي کشت بادام بسيار مورد نياز است .

6-  پسته : يکي ديگر از انواع نهال هايي است که در نشتيفان توليد مي شود و بعد از يک سال از خزانه خارج و به فروش مي رسد . پسته به مقدار کمي در نشتيفان محصول مي دهد و فقط نهال آن است که کشت و به فروش مي رسد .

7-  توت : يکي ديگر از محصولاتي که در نشتيفان کشت مي شود توت است . کشت درختان توت از ديرباز در اين منطقه مرسوم بوده است و از انواع مختلف اين گياه در نقاط ديگر منطقه قابل روئت است . ولي کشت تجاري توت به تازگي مرسوم شده است . انواع مختلف توت در نشتيفان پرورش داده مي شود مانند : توت ژاپني و توت مجنون که بيشتر جنبه تزئيني دارد و توت بخارايي و شاه توت که جهت مصرف ميوه غرس مي شود .

8-  عناب : عناب مصرف دارويي دارد و از دم کرده آن براي درد مفاصل و تنگي نفس استفاده مي شود .

9-   انار : از ميوه آن استفاده مي شود و چون باعث تصفيه خون مي شود بسيار مفيد است .

 

دامداري و دامپروري:

مراقبت و پرورش دام به منظور تهيه مواد غذايي و استفاده از قدرت کار آنها يا تهيه فرآورده هاي ديگر حيواني صورت مي گرفته است . امروزه بيشتر براي استفاده از گوشت و فرآورده هاي دامي به دامپروري مي پردازند و کمتر استفاده از نيروي کار حيوانات مطرح است . دامپروري مي تواند يکي از منابع مهم ثروت باشد و در شکوفايي يک منطقه نقش مهمي داشته باشد .

انواع دامپروري :

در ايران دامپروري عمدتاً به سه شکل ديده مي شود که عبارتند از :

1- دامپروري روستايي      2- دامداري متحرک        3- دامپروري به شيوه نوين

دامپروري روستايي : در اين روش دامپروري ، کشاورزان ضمن انجام عمليات کشاورزي ، تعدادي گوسفند و بز را به منظور تامين مصرف خانواده خود نگهداري مي کنند و فوايد حاصل از آن را به مصرف نيازهاي شخصي مي رسانند و مازاد را به فروش مي رسانند و از شير و روغن و گوشت پوست و پشم آن ها نيز استفاده مي کنند . در اين نوع دامداري گله هاي کوچک را هنگام بهار و تابستان در مراتع و چراگاه هاي اطراف و نزديک مي چرانند و در زمستان به آن ها علوفه خشک و جو مي دهند .

دامداري متحرک : منظور از دامداري متحرک آن است که دام ها در پي غذا و علوفه خود رم کنند . مانند دامداري ايلات و عشاير ، ميزان درآمد دامداران در اين نوع دامداري تابع ميزان علوفه و بارندگي است .

دامپروري نوين : در اين روش دام ها در محدوده اي حصار شده قرار دارند و با استفاده از مواد شيميايي و انواع داروها مراقبت مي شوند . در اين روش با استفاده از نژادهاي اصلاح شده و انواع داروها سعي مي کنند به بيشترين سود و کمترين تلفات در کوتاه ترين زمان دست يابند .

 

 

دامداري و دامپروري در نشتيفان

پرورش گوسفند و بز : آنچه در مورد دامپروري نشتيفان مي توان گفت اين است که پرورش دام به شيوه روستايي است . البته به تازگي روش صنعتي هم رو به رشد است . کشاورزان در کنار کارهاي زراعي و باغداري خود تعدادي دام هم در خانه ها نگهداري مي کنند و در پرورش آن ها از انواع خوراک هاي غني شده هم استفاده مي کنند . البته در اوايل بهار که دشت هاي اطراف از علوفه هاي کمي برخوردار است بصورت گله هاي کوچک اشتراکي دام ها را به دشت هاي اطراف مي برند و اين مراتع فاصله زيادي از نشتيفان ندارند . دام ها صبح به چراگاه برده مي شوند و غروب بر مي گردند . هدف از نگهداري گوسفند و بز به اين روش تامين گوشت خانواده و مصارف خانگي است که مازاد بر مصرف هم به فروش مي رسد .

پرورش گاو : پرورش گاو با دو هدف انجام مي شود . اول : بدست آوردن شير است که در خود شهر مصرف مي شود و مازاد به شهرستان خواف فرستاده مي شود . دوم : بدست آوردن گوشت به شيوه نوين است . در اين روش از مواد غذايي غني شده و داروهاي شيميايي و نژاد گوشتي خاصي استفاده مي شود که پس از حدود يک سال نگهداري به وزن مطلوب مي رسد و مي تواند يکي از منابع ثروت در آينده باشد .

پرورش طيور

پرورش طيور در نشتيفان شامل پرورش مرغ گوشتي و تخمي مي شود .

امروزه از تعداد مرغ هاي خانگي که براي توليد تخم مرغ نگهداري مي شده اند کاسته شده است و به جاي آن مردم به پرورش مرغ گوشتي روي آورده اند . پرورش مرغ گوشتي در يک مرغداري صنعتي که کمي جدا از محل سکونت است انجام مي شود . اين مرغداري ظرفيت 4000 قطعه مرغ را دارد . علاوه بر آن حدود 5/2 درصد از اهالي شهر به پرورش مرغ گوشتي مشغول مي باشند . آن ها با اجاره کردن مرغداري در نقاط مختلف مثل : تربت حيدريه ، نيشابور ، قوچان و مشهد به اين کار ادامه مي دهند .

حمل و نقل بار :

حمل و نقل بار در نشتيفان به گذشته هاي دور بر مي گردد . از قديم الايام مردم نشتيفان مردمي تاجر پيشه بوده اند و با استفاده از شتر بار و کالاهاي تجاري را به روستاها و شهرهاي دور و نزديک مي برند . آنها محصولاتي از قبيل نخود ،گندم ، جو ، پشم ، کرک ، ادويه ، قند و ... به مناطق همجوار و حتي مناطق دور دست مثل زاهدان ، زابل ، بندرعباس و حتي شهرهاي مرزي افغانستان و پاکستان مي بردند و محصولاتي از قبيل خرما و ساير مايحتاج نشتيفان و همچنين نيازمنديهاي ديگر نواحي همجوار را تامين مي کردند . به طوري که اقوامي که در گذشته کاروانهاي شتر داشته اند امروزه از بزرگ ترين کاميون داران هستند و در واقع نشتيفان امروزه همان نقشي را دارد که در گذشته داشته است . با اين تفاوت که در گذشته از شتر استفاده مي کرده و امروزه با پيشرفت تکنولوژي از کاميون استفاده مي کنند . اولين کاميون در سال 1330 وارد نشتيفان شد و در حال حاضر شهر نشتيفان با تعداد زيادي کاميون حرف اول را در حمل و نقل منطقه مي زند .

حدود 25 درصد از مردم نشتيفان از راه رانندگي و کاميون داري امرار معاش مي کنند . هم اکنون حدود 200 دستگاه انواع کاميون و تريلي در شهر نشتيفان وجود دارد . براي سازمان دهي وضع رانندگان ابتدا سه شرکت حمل و نقل به نام هاي طوفان کوير ، دل نمک و بهمن در نشتيفان شروع به کار کردند . اما فقط شرکت طوفان کوير توانست به کار خود ادامه دهد و هم اکنون تنها شرکت حمل و نقل فعال در نشتيفان است .

صنايع دستي

صنايع دستي به آن دسته از صنايعي گفته مي شود که محصولات آن حاصل هنر ، ذوق ، سليقه و ابتکار مردمي است که با الهام از فرهنگ ، سنت و هنر محلي با دست توليد مي گردد . و بر خلاف صنايع ماشيني در صنايع دستي توليد انبوه و يک شکل صورت نمي گيرد . در نتيجه توليد کننده اي که در صنايع دستي کار مي کند ، ابتکار ، خلاقيت و ذوق فردي او عامل اصلي در کيفيت کالاي توليدي مي باشد . نشتيفان نتوانسته است در صنايع نوين به پيشرفتي دست يابد . علت آن را مي توان در فقدام مديريت دلسوز و عدم وجود مواد اوليه دانست ، اما در صنايع دستي و در توليد قالي ، پارچه هاي کرباس ، طناب ، کوزه و تنور مشهور بوده است .

1-  قالي بافي : قالي بافي از جمله صنايع دستي است که از ديرباز به روش سنتي در نشتيفان رواج داشته و هم اکنون نيز قالي بافي هم چنان از مهمترين صنايع دستي در نشتيفان مي باشد . براي آن مي توان دو علت ذکر کرد . اولاً قالي بافي توسط زنان انجام مي گرفته و زنان در کنار خانه داري به قالي بافي مشغول بوده اند . اما بعد از انقلاب که اوضاع مدارس با فرهنگ اسلامي سازگار شد و دختران توانستند وارد مدرسه شوند از نيروي کار قالي بافي کاسته شد و هم اکنون فقط زنان خانه داري که شغلي در بيرون از خانه ندارند به اين کار مشغولند . ثانياً درآمد حاصل از قالي بافي آنقدر کم است که کار قالي بافي را غير اقتصادي کرده و تنها انگيزه اي که زنان را وارد به اين کار مي کند علاقه به هنر و گذران اوقات فراغت است .

2-  کرباس بافي : کرباس بافي در گذشته دور قبل از ورود پارچه هاي صنعتي در نشتيفان رونق خاصي داشته است . اما با ورود پارچه هاي صنعتي پارچه هاي سنتي ديگر نتوانستند رقابت کنند و از بين رفتند . مواد اوليه بکار رفته در پارچه هاي کرباس ابريشم و پنبه بوده است که پنبه را خود مردم کشت و تهيه مي کرده اند .

3- طناب بافي : طناب بافي از گذشته هاي بسيار دور در اندازه و طرح هاي مختلف رواج داشته است و تمام مواد اوليه آن حاصل دسترنج صاحبان اين حرفه بوده است . نخ آن از موي بز تهيه مي شده و بوسيله چند نفر مرد ماهر بافته مي شده است . اين کار بر خلاف قالي بافي کاملاً مردانه بوده است .

4-  کوزه گري : کوزه گري نيز در نشتيفان زماني از رونق برخوردار بوده است ولي صاحبان اين حرفه نتوانسته اند با نياز زمان خودشان را وفق دهند و نابود شدند . آنچه از اين هند سنتي بر جاي مانده و هنوز به کار خود ادامه مي دهد تنور مالي است . تنورهاي ساخته شده ديگر در نشتيفان کاربرد ندارد . به نظر نمي رسد که تنور مالي هم زمان زيادي دوام بياورد .

5-  کارگري : کارگري در حدود 15 تا 20 درصد از درآمد مردم نشتيفان را تشکيل مي دهد افرادي که زمين کشاورزي ندارند و يا زمين کشاورزي آنها نمي تواند هزينه هاي زندگيشان را تامين کند و همچنين نتوانسته اند در بين کاسب ها و راننده ها جاي پايي داشته باشند به ناچار به کارگري روي آورده اند کارگري بيشتر به دو صورت ديده مي شود . 1. کارگري دائمي 2. کارگري فصلي .

منظور از کارگري دائمي فعاليتي است مه در خود نشتيفان انجام مي شود که آن ها يا در کارهاي باغداري به نهالکاران کمک مي کنند و يا به کار بنايي مشغولند . کارگري فصلي هم به اين صورت است که کارگران از طريق مهاجرت در فصل هاي خاصي از سال که معمولاً بهار و تابستان مي باشد به ديگر نقاط کشور مي روند . در اين گروه عده بيشتري قرار مي گيرند که از کشاورزان خرده مالک تا دانش آموزان دبيرستاني را مي توان نام برد .

6-  داد و ستد ( تجارت ) : همان طوري که گفته شد از قديم الايام نشتيفان از نظر داد و ستد و تجارت کالا از جايگاه خاصي در منطقه برخوردار بوده است . در گذشته کاسب هاي دوره گرد ابتدا محصولات کشاورزي مثل گندم و نخود و فرآورده هاي دامي مثل پشم ، کرک و پوست را از روستاهاي اطراف جمع آوري مي کردند و سپس به کمک خورجين داران و کساني که بوسيله شتر به حمل کالا مشغول بودند که تعداد آن ها در روستا بالغ بر 400 نفر بوده به نواحي ديگر حمل مي کردند و در آن جا به فروش مي رسانند . مي توان گفت که اين تجار در تامين کالاهاي مورد نياز منطقه با توجه به آب و هواي خشک و کويري و مشکلات رفت و آمد نقش مهم و حياتي داشته اند . همچنين بايد اضافه کرد که اکثريت مردم نشتيفان يا به طور مستقيم به کار تجارت مشغولند و يا اينکه خدماتي را براي تجار انجام مي دهند .

 

 

 

نهادهاي اجتماعي

تعريف : نهادها يکي از عناصر اصلي تشکيل دهنده جامعه اند . نهاد خانواده ، نهاد آموزش و پرورش ، نهاد مذهب ، نهاد سياست و نهاد اقتصاد که به نهادهاي پنج گانه معروفند نهادهاي بنيادي يک جامعه به حساب مي آيند . هر نهاد کار کرد و مسئوليتهاي خاصي دارد . که به آن نهاد اختصاص يافته است .

گرايش هاي فطري و نيازها عامل اصلي تشکيل دهنده نهادها هستند . بنابراين نهاد « نظامي به نسبت پايدار و سازمان يافته از الگوهاي اجتماعي است که برخي رفتارهاي نظارت شده و  يکسان را با هدف بر آوردن نيازهاي اساسي جامعه در بر مي گيرد . »

نهادها به تناسب اهميت و کارکردهايشان به دو دسته تقسيم مي شوند :

1-    نهاد اوليه 2- نهاد ثانويه

نهادهاي اوليه : نهادهايي هستند که در زندگي تمام افراد جامعه از اهميت حياتي برخوردارند . و داراي عموميت اند و کارکرد آنها به گونه اي است که بدون آن زندگي دشوار يا غير ممکن است . مانند نهادهاي خانواده و اقتصاد . نهاد سياست و آموزش و پرورش را مي بايست از نهادهاي اوليه شمرد . ولو اينکه عموميت آن به اندازه نهاد خانواده و اقتصاد نيست . برخي نهادها در زندگي اجتماعي جامعه اهميت حياتي ندارند . مانند نهادهاي ورزشي ، تفريحي ، حمل و نقل و ... اين گونه نهادها را مي توان نهادهاي ثانويه يا سازمان ناميد . يکي از علل تشکيل  نهادها رفع نيازهاي مختلف انسان و تامين گرايش هاي فطري اوست . بنابراين برخي از نهادها ماديند و برخي از نهادها معنوي مي باشند . مثلاً از نهادهاي مادي مي توان اقتصاد و از نهادهاي مهنوي فرهنگ و مذهب را نام برد .

نهاد خانواده : خانواده پايه اصلي جامعه است و اين نهادي است که انسان پس از تولد به عضويت آن در مي آيد . در واقع نهاد خانواده زمينه ساز عضويت انسان در نهادهاي ديگر است . خانواده مهمترين تکيه گاه و محور زندگي اجتماعي است و رابطه فرد با نهاد خانواده هيچ وقت قطع نمي شود و از تولد تا مرگ ادامه دارد . خانواده را بر اساس الگوهاي خاص دسته بندي کرده اند که به اختصار در مورد هر يک توضيح مي دهيم .

خانواده پدر سالار و مادر سالار : زن و مرد بعد از ازدواج بايد مکاني را براي زندگي خويش انتخاب کنند . بنابراين ممکن است خانواده شوهر را براي اقامت برگزينند که در اين صورت خانواده را خانواده پدر مکان گويند . يا اينکه خانواده زن را براي زندگي انتخا کنند که اين خانواده را خانواده مادر مکان گويند . در اقامتگاه پدري معمولاً خانواده شوهر مسلط است . رسم اين است که مسن ترين مرد خانواده از اقتدار برخوردار است . و مهم ترين تصميمات را در خانواده او مي گيرد . نام خانوادگي زوج جديد از خانواده شوهر گرفته مي شود . به چنين خانواده اي خانواده پدر سالار نيز مي گويند .

در خانواده مادر مکان اقتدار ، نظارت وارث به خانواده زن تعلق دارد و اين نوع خانواده را مادر سالار مي گويند . با توجه به تعاريف ارائه شده مي توان گفت که خانواده در نشتيفان پدرسالار و پدر مکان مي باشد . يعني بعد از ازدواج زوج جديد در خانواده شوهر ساکن مي شود و اقتدار ، نظارت وارث به خانواده شوهر تعلق مي گيرد . و همچنين اين خانواده شهر است که خانواده نوبنياد را تحت حمايت خود مي گيرد و از نظر مادي و معنوي حمايت مي کند .

تک همسري و چند همسري : تک همسري عبارت است از ازدواج يک زن با يک مرد و اين شايع ترين صورت زناشوئي را تشکيل مي دهد . چند همسري از ازدواج يک شخص اعم از زن و مرد با بيش از يک همسر است . چند همسري ممکن است به دو صورت اتفاق افتد .

1.    چند شوهري : نوعي چند همسري است که با ازدواج يک زن با بيش از يک مرد را مشخص مي کند . چند شوهري در بين جوامع بسيار نادر است و در جوامعي معمول بوده که در آن زندگي بسيار دشوار ، زمين ناياب و نگهداشتن زنها با معذورات اقتصادي فراواني همراه بوده است . چند شوهري هم زمان در اسلام ممنوع و حرام است .

2.   چند زني : يکي از صورتهاي چند همسري است که ازدواج يک مرد با بيش از يک زن را مشخص مي کند . چند زني از گذشته هاي بسيار دور در مشرق زمين رواج داشته و امروزه هم ديده مي شود . در نشتيفان نيز چند زني رواج داشته و دارد . ولي امروزه مردم بيشتر تک همسري را ترجيح مي دهند .

علت رواج چند همسري در نشتيفان را مي توان بدعت دانستن طلاق دانست . بنابراين مرداني که نمي توانند با همسر خود تفاهم داشته باشند به جاي طلاق به ازدواج مجدد روي مي آورند . از طرفي مذهب سني ازدواج موقت را حرام مي داند و اين خود مي تواند علتي ديگر براي ازدواج چند همسري باشد . امروزه درست است که چند زني در نشتيفان کم ديده مي شود ولي در عوض آمار طلاق به صورت بي سابقه اي بالا رفته است .

درون همسري و برون همسري : از گذشته هاي بسيار دور ازدواج هاي درون گروهي در نشتيفان رواج داشته است . بخصوص ازدواج پسر عمو و دختر عمو از بقيه ازدواج هاي فاميلي بيشتر است و اين از فرهنگ و مذهب اين مردم سرچشمه مي گيرد که همان ازدواج حضرت علي (ع) با حضرت فاطمه (س)  است . امروزه بر اثر تبليغات بهداشتي از ازدواج فاميلي کاسته شده است . همچنين مردم ازدواج در خود نشتيفان را ترجيح مي دهند و در هر جايي که باشند براي ازدواج به نشتيفان بر مي گردند . تعداد ازدواج هايي که در بيرون از نشتيفان رخ داده است بسيار کم است . البته اين در مورد زن و مرد متفاوت است . تعداد زناني که از ازدواج برون گروهي ( خارج شهر ) کرده اند از تعداد مردان بيشتر است . و اين آمار همچنان رو به افزايش است .

خانواده هسته اي گسترده : خانواده هسته اي عبارت است از واحد خانوادگي بنياني که شامل شوهر ، زن و فرزندان است .

اينگونه واحد ها را گاهي « خانواده زن و شوهري » نيز مي نامند خانواده گسترده بر اساس مناسبات خوني : تعداد بيشماري از افراد ، از جمله والدين ، فرزندان ، پدر بزرگ ها و مادر بزرگها ، عمه ها ، عموها ، خاله ها ، پسر عموها ، دختر عموها ، عمه و دايي زاده ها را شامل مي شود . به اين خانواده گاهي خانواده « هم خون » نيز اطلاق مي شود . به طور کلي در مورد خانواده ها در نشتيفان مي توان گفت : که پسر پس از ازدواج در خانه پدري ساکن مي شود و تا مدتي را با خانواده پدري زندگي مي کند . بعد از به دنيا آمدن فرزندان اگر وضعيت مالي اجازه دهد خانواده جديد از خانواده پدري محل سکونت خود را جدا مي کند که معمولاً در زندگي خانه پدري است . البته خانواده هايي هم هستند که به صورت هسته اي از همان اول زندگي خود را شروع مي کنند .

نهاد آموزش و پرورش : نهاد آموزش و پرورش اگر چه آموزش و پرورش رسمي و نوين با افتتاح يک مدرسه ابتدايي در سال 1341 در نشتيفان آغاز شد ولي آموختن سواد و يادگيري قرآن و اصول دين و صرف و نحو عربي در مکتب خانه ها به صورت سنتي از قديم الايام رايج بوده است . اين مکتب خانه ها معمولاً در مساجد و توسط پيش نماز مسجد اداره مي شده است . قدمت آن را مي توان همزمان با ساخت اولين مسجد دانست . با شروع آموزش و پرورش نوين مراکز سنتي از بين رفت و با تاسيس يک مدرسه علوم ديني در سال 1356 به صورت متمرکز به کار خود ادامه داد . مدرسين اين مدرسه روحانيون هستند که علاوه بر تدريس اموز مذهبي در مواقعي حل اختلافات را نيز بر عهده دارند که به حوزه تعليم القرآن نشتيفان معروف است ، براي مردان بوده است . ولي چند سال است که بعضي از مسائل مذهبي و قرآن براي زنان تدريس مي شود . تمامي هزينه هاي اين مدرسه توسط کمک هاي مردمي و افراد خير تامين مي شود .

 

« جدول مشخصات مدارس نشتيفان »

سال تحصيلي 83-1382

رديف

نام مدرسه

تعداد دانش آموزان

سال تاسيس

1

دبستان پسرانه 22 بهمن

190

1341

2

دبستان دخترانه زين الدين

235

1341

3

مدرسه علوم ديني تعليم القرآن

120

1356

4

مدرسه راهنمايي شهيد نامجو

167

1357

5

دبستان پسرانه معراج

90

1362

6

دبستان دخترانه انديشه

100

1364

7

مدرسه راهنمايي خديجه کبري (س)

266

1365

8

دبستان شهيد طلايي

153

1367

9

دبستان دخترانه نيايش

43

1369

10

دبيرستان پسرانه خاتم الانبيا

180

1369

11

مدرسه راهنمايي پسرانه بنياد 15 خرداد

138

1374

12

دبيرستان دخترانه معرفت

152

1375

13

آزمايشگاه حکيم عمر خيام

-

1380

 

 

 

 

 

 

 

نهاد مذهب :

 در جامعه اسلامي دين تنها يک نهاد محسوب نمي شود . بلکه زير بناي همه نهادها است که در اقتصاد ، سياست و خانواده و حتي نهادهاي تفريحي نيز بر مبناي دين استواراست . تفاوت عمده اي که اين نهاد با ديگر نهادها دارد اين است که بر خلاف ديگر نهادها که در نتيجه پيچيده شدن زندگي اجتماعي و نيازها و گرايش هاي فطري آدمي توسط خود انسان ها ايجاد شده اند . دين مبتني بر وحي است . دين زمينه ايجاد برخي تشکيلات و سازمان هاي ويژه است که به مجموع آن نهاد مذهب مي گويند . تمام ساکنين نشتيفان از لحاظ مذهب اهل سنت و پيرو امام ابو حنيفه مي باشند که از پايبندي بالايي نسبت به اعتقادات و مراسم مختلف مذهبي برخوردارند . و پايگاه اصلي اين مراسم در مساجد است . مساجد در نشتيفان آنقدر زياد است که براي هر 100 خانوار يک مسجد موجود است . در تمام اين 12 مسجد نمازهاي پنجگانه به جماعت و نماز جمعه در مسجد جامع شيخ زين الدين برگزار مي گردد . نماز جمعه در نشتيفان از جايگاه خاصي برخوردار است . به طوري که همه مردم و حتي مردم روستاهاي اطراف در نماز جمعه شرکت مي کنند . علاوه بر مراسم عبادي مسائل مهم ديگري نيز در مسجدها مورد بررسي قرار مي گيرد . در اين جا به معرفي مساجد موجود در نشتيفان مي پردازيم .

1)      مسجد جامع شيخ زين الدين

2)     مسجد النبي (ص)

3)    مسجد حضرت محمد (ص)

4)    مسجد حضرت ابوبکر صديق (رض)

5)    مسجد حضرت عمر فاروق (رض)

6)     مسجد حضرت عثمان (رض)

7)    مسجد حضرت علي (ع)

8)    مسجد حضرت فاطمه (س)

9)     مسجد حضرت حمزه (رض)

10)  مسجد حضرت بلال (رض)

11)  مسجد حضرت ابراهيم (ع)

12) مسجد حوزه علميه تعليم القرآن

نهاد فرهنگ : فرهنگ مردم نشتيفان آن چنان با مذهب آميخته شده است که به سختي مي توان اين دو را از هم جدا دانست . مراسم و امور فرهنگي همه بر عهده روحانيت قرار دارد که در راس مذهب هستند . البته در اين امور فرهنگيان و شواري شهر هم نقش اساسي دارند . بنابراين نمي توان گفت نهاد فرهنگ و مذهب از هم جدا است .

نهاد اوقات فراغت : اوقات فراغت در نشتيفان هنوز سازماندهي نيافته است . آن چه مي توان گفت اين است که کودکان در وقت فراغت که همان تعطيلات تابستاني است به مکتب مي روند و به يادگيري قرآن مي پردازند . برنامه ريزي اين مکتب خانه ها از طرف روحانيت که همان تعطيلات تابستاني است به مکتب مي روند و به يادگيري قرآن مي پردازند . برنامه ريزي اين مکتب خانه ها از طرف روحانيت که همان نهاد مذهب است انجام مي شود . نوجوانان و جوانان به فعاليت هاي ورزشي که بيشتر همان بازي فوتبال است مي پردازند . ميان سالان هم در وقت بيکاري در جاهاي خاصي جمع مي شوند و به گفتگو با هم و نوعي بازي شبيه شطرنج مي پردازند . زنان خانه دار هم تنها وسيله اي که براي گذراندن وقت فراغت دارند تلويزيون است . واعقيت اين است که در نشتيفان وقت فراغت به معني واقعي آن وجود نداشته تا احساس نياز به برنامه ريزي براي گذراندن آن بشود و نهادي به نام نهاد اوقات فراغت بوجود آيد . البته به تازگي به انواع بازي هاي رايانه اي و عروسکي و وسايل نمايش فيلم نقش اساسي در گذراندن اوقات فراغت نوجوانان و جوانان دارد .

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 10:58  توسط علی  | 

 

جوان و مشکلات آن در نشتيفان

در هر جامعه و ملتي حساس ترين دوران جواني و نوجواني است و مهم ترين افراد نيز از نظر عموم جوان ها هستند . جوانان اميد ملت ها و آينده سازان هر مرز و بوم مي باشند . تا اين دوران حساس را به خوبي پشت سر بگذارنند اما جوانان شهر ما را از هر طرف مشکلات ، اجتماعي ، فرهنگي و اقتصادي محاصره کرده است که ما چکيده اي از اين مشکلات را با توضيح مختصر بيان مي کنيم :

بيکاري که مهمترين مشکل تمام جوانان است دامنگير شهر نيز شده است و ريشه تمام مشکلات نيز همين بيکاري بوده است به دليل خشکسالي که کشاورزي و دامپروري از رونق افتاده و تعداد بسيار محدودي از جوانان مشغول اين دو شغل مي باشند و اکثريت جوانان در شهرهاي اطراف مشغول کار و عمدتاً کشاورزي مي باشند و تعدادي از جوانان در شهرهاي اطراف مشغول کار و عمدتاً کشاورزي مي باشند و تعدادي از جوانان در شهر بيکار هستند که اين بيکاري مي تواند زمينه ساز بسياري از ناهنجاريهاي اخلاقي و رواني شود . و حتي آن ها را به دام اعتياد بکشاند که همين اعتياد هم يکي از مشکلات جوانان است که نشات گرفته از شب نشيني و رابطه با دوستان ناباب است و مشکل ديگر ناشي از محدوديت هاي منطقه است . از نظر اقتصادي و امکانات فرهنگي امکانات فرهنگي در اختيار جوانان قرار نمي گيرد . حتي از نظر مکان ورزشي مشکل دارند . يک ميدان فوتبال درست و حسابي ندارند . يک باشگاه ورزشي در شهر وجود ندارد تا جوان اوقات فراغت را به جاي رفتن به سراغ اعتياد به سراغ ورزش بروند . ايجاد يک کتابخانه در شهر لازم و ضروري است . سالن تئاتر در شهر وجود ندارد . حتي يک فروشگاه کتاب نيز که بتواند پاسخگوي نياز جوانان باشد وجود ندارد . از طرفي اين همه کمبود و بي توجهي مسئولان و از طرفي ديگر فقر سواد خانواده باعث سردرگمي جوانان از تحصيل مي شود و واقعاً شرايط لازم نيز در اختيار جوانان قرار نگرفته تا بدنبال تحصيل بروند و استعداد خود را شکوفا کنند علاوه بر فقر سواد فقر اقتصادي خانواده ها و تاثير پذيري از همسالان نيز باعث مي شود تا بسياري از جوانان براي امرار معاش و کسب درآمد ترک تحصيل کنند . و در همين ادامه تحصيل نيز تاکيد والدين بر اين است که دختران لازم نيست تا ادامه تحصيل دهند و پسران بايد به تحصيل بپردازند و در صورتيکه اگر ديدي صحيح داشته باشد متوجه مي شويم که اگر چه مشکلات اقتصادي بيشتر بر دوش پسران است اما اگر پسرها ادامه تحصيل هم ندهند مي توانند به سراغ هر شغلي مثل کار در کارخانجات ، رانندگي ، نانوايي  و بسياري از مشاغل ديگر بپردازند . اما براي دختران هيچ راهي جز ادامه تحصيل براي شاغل شدن دختر وجود ندارد . درست است که شهرهاي بزرگ هر دختري هر کاري که بتواند مي تواند انجام دهد اما شرايط منطقه اي ما و ديد والدين ايجاب مي کند که مثلاً يک دختر حتي مهندس بلکه نبايد تحصيل کند و اگر هم به تحصيلات ادامه دهد فقط مي تواند معلم و به احتمال بسيار کم پزشک شود و علي رغم اين توجه والدين و زير فشار قراردادن پسران براي ادامه تحصيل باز هم عده اي بسيار محدود با توجه به دلايلي که ذکر شد ادامه تحصيل نمي دهند و الآن تعداد دبيران غير بومي در شهر زياد شده است زيرا تعدادي از جوانان هم که به تحصيل ادامه ميدهند بدليل کسب مدرک بالاتر هنوز راضي نشده اند شغل مورد نظر خود را انتخاب کنند و از طرف ديگر جواناني که در شهرهاي اطراف مشغول به کار يا تحصيل هستند و همچنين جوانا بيکار که در داخل شهر فيلم هاي مبتذل را تماشا مي کنند باعث جايگزين کردن فرهنگهاي بيگانه شهر شده اند و حتي لباس و آرايش سر و رفتار و گفتار آنها تحت تاثير فرهنگهاي بيگانه قرار گرفته است . جوانان بيکار هر روز منتظر رسيد مد جديد هستند تا خود را به همان شکل درآورد . در صورتي که خودشان نمي دانند  چرا اين لباس را مي پوشند ؟ يا پايان اين کار چيست ؟ اکنون در شهر تعداد بسيار محدود و انگشت شماري لباس هاي محلي مي پوشند . و در اين تهاجم فرهنگي بيشتر پسران نقش دارند و دختران اگر چه لباس محلي خود را نمي پوشند اما هنوز بر حفظ حجاب خود پايبندند و چادر را کنار نگذاشته اند . نه تنها تهاجم لباس جوانان را تغيير داده است بلکه نحوه زندگي و آداب و رسوم را نير تحت تاثير قرارداده است . و همچنين تهاجم فرهنگي باعث بالا رفتن توقعات جوانان و مشکلاتي در امر ازدواج شده است . و از همه بيشتر بيکاري و بيسوادي مانع از ازدواج مي شود . الآن به طور کامل آداب و رسوم گذشته در امر ازدواج از بين رفته و حتي شکل ساختمان ها و وسايل زندگي تغيير کرده است . و اين همه تغيير را بيشتر رسانه هاي جمعي باعث شده است . اگر چه رسانه هاي جمعي بسيار مفيدند و انسان را با جهان مرتبط مي سازند اما تهاجم فرهنگي نقطه ضعف رسانه ها است . و اين رسانه ها آنقدر جوانان را شيفته خود کرده اند که جوانان حتي در مراسم و آيين هاي مذهبي زياد شرکت نمي کنند . در نماز جمعه ها اکثريت افراد مسن هستند و جوانان را تحت تاثير قرار داده است . وقتي جواني تلويزيون تماشا مي کند و ببيند که در تلويزيون هميشه فيلمها بر اساس فرهنگ غربي است . وقتي در اکثريت فيلمها صحبت از سفر به اتريش و کانادا است واقعاً جوان با خودش مي گويد مگر در آن جا چه خبر است و ممکن است نکات مثبت و منفي زيادي در ذهن او ايجاد شود وقتي جوان به طور کلي لباس محلي را کنار گذاشته . وقتي به طور محدود در مراسم مذهبي شرکت مي کند ، وقتي مايل به کشاورزي و دامپروري نيست ، وقتي خانواده و طرز رفتار و گفتار آنها را با رفتار غرب مقايسه مي کنند اينها يعني چه ؟ يعني مقابله با سنتهاي فرهنگي يعني ايجاد مشکلات روحي و رواني شديد براي جوانان . وقتي جوان 50 سال پيش را با جوان امروز مقايسه مي کنيد متوجه مي شويد که چقدر تفاوت بين نسل قديم و جديد است . حتي در نگاهشان به جواني و تعريفشان از جوان نيز تفاوتهايي وجود دارد . چه برسد با لباس و گفتار جوان که در دريايي از مشکلات قرار گرفته است و واقعاً زمينه هر نوع مشکل رواني ، اخلاقي و رفتاري در جوان فراهم مي شود . افسردگي بالا مي رود و جوان هميشه با خود درگير است که چه کند از يک طرف مشکلات اقتصادي و طرز فکر پايين خانواده ها ، از طرفي ديگر قرار گرفتن بر دو راهي فرهنگ سنتي و غربي . اما در مقابل اين همه مشکلات حس و نيروي جواني ، جوان را هرگز غير جوان جلوه نمي دهد و هميشه از او به نام جوان ياد مي شود .

آثار و ابنيه تاريخي نشتيفان

آسياب هاي بادي : يکي از مهمتريم و چشمگير ترين ساختهاي فرهنگي در نشتيفان آسياب هاي بادي مي باشد ( شکل 3-2 ) درباره پيدايش آسياب ها اطلاعات دقيقي در دسترس نيست . اغلب مورخين که در طول قرون متمادي به ايران سفر کرده اند مبناي آن ها را قبل از فتح ايران به دست مسلمين ذکر مي کنند . و حتي برخي پا را فراتر نهاده و تکوين آنها را به 1700 سال قبل از ميلاد مسيح مربوط مي دانند . قديمي ترين و موفق ترين مرجعي که وجود آسياب بادي را قبل از اسلام در ايران اثبات مي کند تاريخ اين خلدون است .

همچنين منابع زيادي سيستان را محل اوليه آسياب باديها مي دانند . از توجه و تامل در واژه آس مي توان به تاريخچه آسياب باديها پي برد . آس به معني دانه ريز سنگ است . در فرهنگ معين درباره آس چنين آمده است : دو سنگ گرد و مسطح بر هم نهاده و سنگ زيرين در ميان ميلي آهنين و جزء آن از سوراخ ميان سنگ زيرين در گذشته و سنگ فوقاني به قوت دست آدمي يا باد يا آب و يا برق و يا بخار چرخه و حبوب و جزء آن را خرد کند و آرد سازد .

ظهور آسياب بادي ها در نشتيفان به سبب بادهاي 120 روزه سيستان است که روستاييان با توجه به قدرت و شدت باد مذبور نياز با ايجاد آسياب بادي را حسن کردند و در پي ساخت آن از قرنها پيش برآمده اند . عمده ترين دليل روي آوردن به آسياب بادي ها در خواف و در سرزميني که به قول سون هدين - « در تمام طول سال بادهاي شمال حاکميت دارند » و ـ « استقرار باد و همچنين نبود آب است » ايجاد آسياب هاي بادي جداي استفاده بهينه از پارامترهاي اقليمي همان گونه که ذکر شد يک ساخت فرهنگي است که اين ساخت در طول تاريخ دچار تغييراتي شده تا به امروز که به اين صورت باقي مانده است . فرهنگ و دانش غني انسان را قادر ساخته است تا يکي از محدوديت هاي محيط طبيعي را از ميان بردارد و آن را به نقطه قوتي تبديل سازد تا نه تنها دافع جمعيت نباشد بلکه سبب جذب و تثبيت جمعيت نيز شود . مطالعاتي که در نشتيفان انجام گرفته بيانگر اين مطلب است که وجود آسيابها نقش اساسي و ارزنده اي در معيشت و روند زندگي مردمان گذشته اين ديار داشته است . در روزگاراني که هيچ نيرويي خاص جهت رفع نيازهاي بشر وجود نداشته ، مهارباد و استفاده از آن جهت آرد نمودن گندم در اين منطقه سبب افزايش کارايي روستا شده است و اقتصاد در روستا از وضعيت متناسبي برخوردار ساخته است . هم چنين نقش خدماتي بيشتر مردم نشتيفان ( حمل و نقل ) در مقابل کارکردهاي ساير بخش ها ( صنعت و کشاورزي ) بر افزايش درآمد مردم در اين زمينه تاثير بسزايي گذاشته است . به هر حال عدم وجود هميشگي باد و در اختيار نبودن آن در همه اوقات سال يک مشکل عمده در استفاده از آسياب ها بوده است . ولي روستاييان براي رفع اين مشکل تدابيري انديشيده اند .

در فصولي که باد کمي وجود داشته باشد از رودخانه هاي جنوب نشتيفان در اين موقع از جريان آب برخوردار بوده جهت بکارگيري آسياب هاي آبي استفاده کرده اند . بقاياي آسياب هاي آبي در نشتيفان قابل رويت است . به هر جهت گسترش تکنولوژي و دانش فنيو نقاط ضعفي که در آسياب هاي بادي و آبي وجود داشته و همچنن کارايي بهتر آسياب هاي آتشين ( موتوري ) و برقي در طول زمان تفوق اينگونه آسيابها را بر نوع اول به راحت ممکن ساخته است . در حال حاضر تعداد دو عدد آسياب از آسياب هاي نشتيفان تحت مالکيت ميراث فرهنگي در آمده تا يادآور شکوفايي و رونق روزگاران گذشته باشد و يادگاري باشد بر دستاورد فرهنگي گذشتگان براي نسل آينده يادگاري که بدون هيچ نيازي به خارج وفق با اتکاي منابع و نيروهاي بومي حاصل مي شود .

طرز کار آسياب ها طبق تحقيقات علمي و نکاتي که در کتاب جغرافياي تاريخي ولايت زاوه ذکر شده است به اين صورت مي باشد : که چرخ و پر غول آسيايي را که 48 با هو و 32 پر و 8 درگاه دارد بر بام آسيا و جهت وزش باد قرار مي دهند .

اندام اين چرخ و پر از خرپلي سنگين و محکم ساخته شده است . باد با عبور از دروازه اي بادگير به زواياي درگاههاي هشت گانه مي رسد و چرخ و پر را به حرکت در مي آورد . از حرکت چرخ و پر نيرويي به تير آسيا منتقل مي شود و چون سر ديگر به سنگ رويي آسيا ( شکل 4-2 ) متصل است لاجرم سنگ هماهنگ با گردش تير بايد بچرخد و مي چرخد . وقتي سنگ رويي بدين ترتيب به حرکت در مي آيد چوبي کوچک به نام لک لکي را با خود مي جنباند . و حرکت لک لکي باعث ارتعاش « دوُل بَره » ( ناودان چوبي ) که گندم از « پرخو » به وسيله آن به شيار سنگها مي رسد ) مي گردد . دول بره در حرکت افقي گندم را آهسته آهسته از پرخوي گندم ( مخزني که گندم را در آن مي ريزند ) به حفره اي مياني سنگ هدايت مي کند . طبيعي است هر چه باد سريعتر بوزد سنگ گردش سريعتري دارد و چون سنگ به سرعت بچرخد حرکت لک لکي و لرزش دول بره مقدار گندم زياد تري را به ميان سنگها مي برد . از حرکت سنگها بر هم گندم به صورت آرد آماده جمع آوري مي گردد . در حفره زير سنگها دستگاهي است خيلي قديمي و ابتدايي که بر اساس کار اهرم مي تواند به جاي ترمز سنگها را به هنگام لزوم از حرکت باز دارد . وقتي با ابزاري به نام تخت وحشت ( شکل 5/2 ) از پايين و از داخل آسيا حرکت سنگها را کند مي کند . بلافاصله چرخ و پر را در بالا با اهرم ديگري « ني باد » کاملاً مهار مي کند . و کار تعطيل مي شود . محور و چرخ و پر در حفره اي به نام « کلوسي » با « خرپل » ارتباط مي يابد و ميله اي خراطي شده اي به نام « قلندرک » حرکت محور را در داخل کلوسي تسهيل مي کند . بي نظمي در کار باد البته خللي در کار آسياب بوجود نمي آورد و کار به آراي پيش مي رود . يعني يک جوال گندم 30 تا 40 مني ( کيسه گندم در حدود 150  کيلوگرم ) در پر خو ريخته مي شود . آسيابان مي توان ساعتها محل کار خود را ترک کند که نيازي به کنترل مستمر در آسياب بادي احساس نمي شود . اگر باد بوزد و سنگ حرکت کند گندم هم به ميان سنگها ريخته مي شود و فقط تشکيلات آسياب بي حضور باد معطل مي ماند .

مزارها و بزرگان ناشناخته

با توجه به گفته هاي مردم ، روستاي نشتيفان 44 پير يا مزار داشته است که در اين مزارها اشخاص بزرگي دفن هستند و مردم نشتيفان براي آن ها احترام خاصي قائل هستند و اعتقاداني نيز دارند . علاوه بر مردم روستاي نشتيفان از روستاهاي همجوار مثل برآباد ، قاسم آباد و مخصوصاً سنگان نيز مردم براي زيارت اين افراد بزرگ مي آمدند و زنان نيز شب جمعه بر سر مزارها مي رفتند  و اگر مشکل يا دردي داشتند از خداوند مي خواستند که به واسطه اين بزرگان آنها را شفا بخشد . و گره از کارآنها باز کند . به منظور اين کار يک پارچه به هر رنگي که باشد ولي بيشتر رنگهاي سبز و سفيد و قرمز را بر يکي از سنگهاي مزار گره مي زنند و اگر مشکل آنها حل مي شد آن پارچه ها را باز مي کردند و نذري مي داند و همچنين در بين مردم روستاهاي اطراف و خود شهر نشتيفان بسيار معروف است که اگر بدن کسي زگيل داشته باشد خود شخص مقداري گل را به صورت گلوله درآورد و بعد اين گلوله را کنار مزار قرار دهد و هر وقت که اين گلوله ها خشک شوند زگيل ها نيز در بدن فرد از بين مي رود . اما از 44  پير يا مزاري وجود داشته تعداد زيادي از آنها به منظور ساختن منزل و زمين کشاورزي از بين رفته اند و ما تعدادي از اين مزارها را که هم اکنون وجود دارند با آدرس محل هر يک ذکر مي کنيم :

1.    مزار بابا عبدالله : مزاري به نام بابا عبدالله (ع)بر روي تپه اي در شرق شهر نشتيفان حد فاصل بين باغ ها و منزل يکي از اهالي واقع است . اصل و نسب و زبان زندگي صاحب مزار مشخص نيست ولي از لقب بابا که به وي داده اند هم جرگه تصوف او را ثابت مي کنند و هم زمان زندگانيش به قرن هاي قبل از سده دهم هجري بر مي گرداند زيرا تثريباً در بين قرن هاي چهارم تا دهم هجري به بزرگان و اقطاب تصوف و چله نشينان خيلي متقي مانند بابا کوهي شيرازي و بابا لقمان سرخس « بابا » مي گفتند . بنابراين مي توان گفت بابا عبدالله هم از بزرگان و پرهيزگاران و زهاد عصر خويش بود که مريدانش پس از مرگ او مرقدش را مزار خويش قرار داده اند . زمان زندگي ايشان را اگر به سنگ لوح هاي قبر او با ساير علم سنگ هاي قرن هشتم و نهم هجري مقايسه کنيم شبيه به هم مي باشد . زيرا با سنگ هاي برافراشته مزار بابا ابدال معروف به حافظ ابرو مورخ و عارف قرن نهم هجري که در شهرستان خواف مي باشد يکسان است و گمان نزديک به يقين زده مي شود که عمر زندگي صاحب اين مزار مربوط به قرن نهم يا اندکي قبل و يا بعد از آن بوده است .

- صورت قبر : صورت قبر عبارت است از سنگ چيني به طول 30 متر و عرض 80 سانتي متر که در بالا سر و پايين پاي او دو سنگ لوح به صرت برافراشته نصب گرديده که سنگ بزرگتر به ارتفاع 5/1 متر بر روي آن جمله « لا اله الا الله محمد رسول الله » کاملاً خوانا است . و بقيه نوشته هاي متن خوانده نمي شود و نيز بر روي سنگ کوچکتر که ارتفاع آن حدود يک متر است جمله « هو الحي الذي لا يموت » به خوبي خوانده مي شود و بقيه متن لوح تقريباً ناخوانا است . قبر ديگر هم به همين مشخصات در کنار قبر بابا عبدالله وجود دارد ولي چيزي از لوح هاي آن خوانده نمي شود و مردم هم از نام اصليش اطلاع ندارند .

2.   مير قوام الدين : مزاري به نام مير قوام الدين بر روي تپه اي به ارتفاع 3 متر در وسط شهر نشتيفان واقع است . اصل و نسب و زمان زندگي صاحب مزار مشخص نيست ولي در بين قرن هاي هشتم تا يازدهم هجري شخصيت هاي زيادي به نام مير قوام الدين در زمينه هاي سياست و ديانت قد علم داشته اند و جزء مشاهير خراسان بوده اند . اما چون محل قبر اغلب آن ها روشن نيست نمي توان گفت که اين مزار متعلق به يکي از بزرگان گذشته فوق که همگي خوافي الاصل بوده اند مي باشد . ولي آن چه مي شود گمان برد اين است که چون پيشوند مير دارد وي از سادات جليل القدر و افراد پرهيزگار و متقي عصر خويش بوده است . که بعد از مرگ مريدانش مرقد او را مزار و مطاف خود قرار داده اند تا به امروز که هنوز مردم به آن ها ارادت مي ورزند .

3.   بابا جلال : مزاري به نام بابا جلال بر روي تپه اي در وسط شهر نشتيفان واقع است . از اصل و نسب و زمان زندگي صاحب مزار سند مکتوبي در دست نيست و مردم هم آگاهي کامل ندارند و از اختلاف گويي هاي ايشان نمي توان به حقيقت موضوع پي برد ولي از اين که پيشوند بابا به ايشان داده مي شود و اين لقب هم از قرن چهارم تا يازدهم هجري در بين متصوفين مامور بوده است که به بزرگان و پيشوايان تصوف مانند بابا عبدالله مي دادند . مي توان گفت که صاحب مزار از مشاهير متصوفه قبل از دو قرن اخير باشد .

- صورت قبر : صورت قبر بر روي بناي ويران شده قديمي قرار دارد و عبارت است از سنگ چيني به طول 2 متر و عرض 80 سانتي متر و ارتفاع 30 سانتي متر که دور آن را ديوار گلي به صورت دايره و به شعاع 40 متر محصور نموده و در ورودي آن از مشرق صورت قبر باز و بسته مي شود .

4.   سيد مرتضي : مزاري به نام سيد مرتضي و معروف به مزار آخوند در شما آسياب هاي بادي شهر نشتيفان ( شکل 6-2 ) بر روي تپه اي در ميان قبرستان هاي عمومي واقع شده است . اصل و نسب و زمان زندگي صاحب مزار مشخص نيست و از نام هايي که به او داده اند استنباط مي شود که وي از سادات جليل القدر و از پيشوايان مذهبي بوده است و چون به زهد و تقوا شهرت داشته مريدانش او را مزار و مطاف خويش قرار داده اند .

- صورت قبر : صورت قبر سنگ چيني به طول 9 متر و عرض يک متر و ارتفاع 40 سانتي متر در جلو ايواني که به منظور گراميداشت وي احداث گرديده واقع است . و چون در سمت بالا سر و پايين پاي او دو علم سنگ قديمي يکي به ارتفاع 3 متر و ديگري به ارتفاع 5/1 متر برافراشته اند . قدمت و زمان زندگي ايشان را به گذشته اي تقريباً قبل از قرن اخير و شايد دورتر بر مي گردانند .

- ايوان : در کنار قبر مذکور ايواني از خشت خام به طول 6 متر و عمق 8 متر و ارتفاع 5/3 متر احداث گرديده که زائرين و ارادتمندانش جهت عبادت و استراحت از آن استفاده مي کنند .

5.   سيد احمد شاه : مزار سيد احمد شاه در حدود 50 متري شرق مزار سيد مرتضي ( آخوند ) بر فراز تپه اي در فاصله 20 متري پشت آسياب هاي بادي واقع است . ( شکل 8-2 ) اصل و نسب و زمان زندگي صاحب مزار روشن نيست . ولي از لقب و پيشوند سيد و پسوند شاه چنين بر مي آيد که وي از سادات جليل القدر و نيز از بزرگان صوفيه بوده است . و از آن جا که نزديک سيد مرتضي مدفون است احتمال قرابت اين دو شخص را قوي تر مي سازد .

- صورت قبر : صورت قبر وي عبارت است از سنگ چيني به طول 4 متر و عرض 70  سانتي متر که دو علم سنگ در بالا سر و پايين پاي او يکي به ارتفاع سه متر و ديگري به ارتفاع دو متر به صورت عمودي نصب گرديده و چون اين ستون هاي عمودي روي قبور مربوط به قبل از قرن اخير مي باشد احتمال مي دهد که زمان زندگي او در قرنهاي دهم و يازدهم هجري بوده است .

مسجد جامع شيخ زين الدين : در مرکز شهر نشتيفان و در کنار مسجدي که در حال حاضر ساخته شده است مسجدي کوچک و بسيار زيبا قرار دارد و باني و برآورنده اين مسجد همان طور که از اسم آن پيدا است شيخ زين الدين محمد خوافي است .

شيخ اهل برآباد خواف است و يکي از سه تن عارفان برجسته هرات دوران تيموري بوده است که قدرت زياد و مريدان زيادي داشته است و نزد امراي تيموري مقرب و معزز بوده است و از ارباب حل و عقد مرگ او در شب يکشنبه دوم شوال سال 838 بر اثر ابتلا به بيماري طاعون اتفاق افتاده است . از اين مسجد شبستاني بر جاي مانده است مستطيلي شکل با ستون ها و چشمه طاق ها و محرابي که تجديد شده است . اما بر روي يکي از ستون ها و بر ميانه قابي که گچ اندود شده آثار گچ بري بسيار زيبا شامل کتيبه هايي به سبک هنر دوران تيموري وجود دارد که با توجه به اين کتيبه ها سالهاي زندگي شيخ زين الدين محمد خوافي ايجاد بناي مسجد را مي توان به اوايل قرن نهم هجري نسبت داد . ( شکل 9-2 و 10-2  )

آب انبار : مسلم است که از قديم الايام مردم نشتيفان با مشکل کم آبي مواجه بوده اند و سعي کرده اند از طرق مختلف اين مشکل را بر طرف سازند يکي از راهها ساخت آب انبار بوده است که مردم مي توانسته اند آب مورد نياز خويش را از اين آب انبارها بردارند . با توجه به خرابه هاي باقيمانده از اين آب انبارها مي توان گفت که اين آب انبارها در مسير رفت و آمد مردم ساخته مي شده است . و آب آنها از طريق قنات ها که توسط افراد خير وقف شده است تامين مي گرديده است . از اين آب انبارها دو باب آن ها از بقيه بزرگتر و بيشتر مورد توجه مردم بوده است . اين دو آب انبار در فاصله اي نزديک به هم و در مرکز شهر که يکي در کنار مسجد حضرت علي (ع) و ديگري با فاصله کمي از مسجد جامع قرار دارد . متاسفانه آب انبار کنار مسجد حضرت علي (ع) از بين رفته ولي کتيبه اي بر جاي مانده است . بر طبق اين کتيبه آب انبار در سال 1310 هجري قمري توسط معماري به نام ميرزا قاسم ساخته شده است و باني اين امر خير خواجه محمد امين بوده که در سال 1311 هجري قمري در گذشته است . آب انبار ديگر که به آب انبار پايين ده مشهور است ، تقريباً سالم مانده است و هنوز پابرجا است . در اين آب انبار نيز کتيبه اي وجود دارد که تقريباً ناخوانا است ولي تاريخ آن به نظر مي رسد که سال 1321 باشد . اين آب انبار هم به شخصي به نام کلانتر سادات قلي پور خواجه محمد امين منصوب است . به گفته يکي از نوادگان او که بر اثر اختلافي که مردم بر سر منزل مسکونيش پيدا مي کنند به اصفهان مي رود و به شخص شاه شکايت مي کند . او در برگشت از اصفهان معماري با خود مي آورد و اقدام به ساخت آب انبار پايين ده مي کند . تاريخ فوتش بر طبق کتيبه اي که در آرامگاهش موجود است سال 1323 هجري قمري مي باشد . گويا او 12 سال بعد از پسرش فوت کرده است . ( شکل 7-2 )

 

 

تاسيسات رفاهي و خدمات عمومي

-    وسايل ارتباطي : منظور از وسايل ارتباطي وسايلي است که از طرق آنها ارتباط و ارسال اطلاعات و اخبار بين مردم يک جامعه و مردم مختلف جهان ميسر مي گردد و شامل راديو ، تلويزيون ، پست ، تلگراف ، تلفن و ... مي باشد . وسايل ارتباطي به دليل فراهم آوردن انتقال اطلاعات اعم از اطلاعات مربوط به توليد و توزيع يا اطلاعات مربوط به مسائل اجتماعي و فرهنگي و سياسي نقش بسيار مهمي در پيشرفت و توسعه اقتصادي اجتماعي و آگاهي در کشور ايجاد مي کند . اين وسايل علاوه بر اين که مي تواند موجب نزديکي سرزمين ها و فرهنگ ها به يکديگر شوند به رشد فکري و وحدت ملي هم کمک مي کند .

-    پست و تلگراف : دفتر پست نشتيفان در سال 1343 هجري شمسي شروع به کار کرده است و در همين سال يک خط تلگراف در همين دفتر پست راه اندازي شد . در آن زمان آنقدر کارهاي پستي در نشتيفان زياد بود که اين دفتر دو کارمند تمام وقت داشته است ولي کم کم از رونق اين دفتر کاسته شده است . به طوري که در حال حاضر اين دفتر پستي تعطيل شده و يک نفر در کنار شغل اصلي اش کار پستي مردم را نيز انجام مي دهد .

-    صدا و سيما : مردم نشتيفان تا سال 1374 فقط مي توانستند از برنامه هاي يک شبکه تلويزيوني که همان شبکه سراسري بوده استفاده کنند . با راه اندازي دکل سنگان در اين سال از برنامه شبکه دو و سه و در سال 1381 از برنامه شبکه استاني و خبر بهره مند شدند . امروزه مي توان تلويزيون را يکي از اساسي ترين وسايل زندگي اين مردم به شمار آورد و آن را تنها وسيله اي دانست که آن ها را با جهان خارج و فرهنگ هاي ديگر آشنا مي سازد و در مورد راديو بايد گفت که مردم نشتيفان بسيار کم از برنامه هاي آن استفاده مي کنند .

-    تلفن : شهر نشتيفان در حال حاضر يک دفتر مخابراتي با سيستم ديجيتال راديويي مي باشد که در سال 1371 شروع به کار کرده است . همچنين نشتيفان يک شبکه تلفن داخلي مي باشد که ابتدا با 250 خط تلفن شروع به کار کرده و بعدها تعداد مشترکين آنها به 1200 عضو رسيده به طوري که در حال حاضر 5/95 درصد از مردم نشتيفان از خدمات تلفني برخوردار مي باشند .

-    مطبوعات : مردم نشتيفان از مطبوعات خيلي کم استقبال کرده اند و به اين خاطر هنوز روزنامه فروشي در نشتيفان وجود ندارد .

-    کتابخانه : نشتيفان  هنوز به صورت واقعي از کتابخانه برخوردار نمي باشد . ولي در تمامي مساجد محلي براي نگهداري کتب مذهبي وجود دارد . و همگان مي توانند از آنها در داخل مسجد استفاده کنند . معمولاً به کسي که اجازه بيرون بردن کتابها از مسجد داده نمي شود . در دوم مرداد ماه سال 1382 کتابخانه مسجد حضرت عثمان (رض) به صورت يک کتابخانه عمومي درآمد . اين کتابخانه شامل کتب و نوارهاي مذهبي مي باشد که به صورت امانت در اختيار مردم قرار مي گيرد و هزينه خريد کتابها از طريق افراد خير تامين مي شود و مسئولين آن در تلاش براي توسعه آن هستند .

-    شبکه آب : آب آشاميدني مورد نياز نشتيفان از طريق يک حلقه چاه حفر شده در حدود هفت کيلومتري شمال روستا تامين مي شود که داراي آب دهي حدود 14 ليتر در ثانيه مي باشد . آب استحصال شده از طريق لوله به روستا انتقال و توزيع مي گردد .

-    شبکه برق : در سال 1356 احداث شده است و تمام محلات و قسمتهاي مختلف تحت پوشش شبکه برق مي باشد برق مورد نياز از طريق يک فشار متوسط به نشتيفان منتقل و از طريق ترانس برق نصب شده در سطح روستا ( شهر ) و شبکه فشار ضعيف داخلي تامين مي شود .

-    مرکز بهداشت و درمان : اين پروژه که در سال 1370 تاسيس شده و تحت نظارت و پوشش دانشگاه علوم پزشکي مشهد مي باشد . اين درمانگاه به علت نبود نيروي پزشکي حدود 9 سال بدون استفاده بوده است . در سال 1379 با يک پزشک عمومي شروع به کار کرده است و به صورت روزانه به درمان سرپايي بيماران مي پردازد . اين درمانگاه در حال حاضر از داروخانه و بخش الکتروکارديوگرافي برخوردار است .

-    خانه بهداشت : در حال حاضر نشتيفان از خدمات دو خانه بهداشت برخوردار است . يکي از سال 1360 و ديگري در سال 1381 شروع به فعاليت کرده است . بر اثر فعاليت اين دو خانه بهداشت  و وضعيت بهداشتي خانه ها و مغازه ها و معابر و کنترل بيماري ها به صورت مطلوبي در آمده است .

-    بانک : بانک کشاورزي اولين بانکي است که در نشتيفان در سال 1371 شروع به کار کرده است اين بانک از سال 1368 به عنوان باجه بانکي کار خود را شروع کرده و از سال 1371 به عنوان يک بانک مستقل عمل مي کند . بانک صادرات دومين بانکي است که در سال 1373 شروع به فعاليت کرده است . در کنار اين دو بانک يک صندوق قرض الحسنه بعضي خدمات بانکي را براي مردم انجام مي دهد . اين صندوق صندوق قرض الحسنه توحيد مي باشد که در سال 1375 در نشتيفان شروع به کار کرده است .

-    شرکت تعاوني مصرف : دو شرکت تعاوني مصرف در نشتيفان وجود دارد که اولي در سال 1352 شروع به کار کرده است اين شرکت که به نام رهبر دهقان شده است در حال حاضر فعاليت اقتصادي چشمگيري ندارد و فقط وظيفه توزيع ارزاق عمومي کوپني را بر عهده دارد شرکت تعاوني مرز نشينان مي باشد که در سال 1377 شروع به فعاليت کرده و نسبت به شرکت رهبر دهقان از فعاليت بيشتري برخوردار است . اين دو شرکت بين شهر سنگان و نشتيفان مشترک مي باشد .

-    بيمه : دو شرکت بيمه ايران و آسيا نمايندگي دارند نمايندگي بيمه ايران در سال 1379 و نمايندگي بيمه آسيا در سال 1381 شروع به فعاليت کرده است .

-    شرکت توزيع نفت : اين شرکت که فروش نفت با يارانه دولتي را بر عهده دارد در سال 1354 شروع به فعاليت کرده و در سال 1380 دومين فروشندگي نفت در نشتيفان شروع به کار کرده است .

-    نمايندگي گاز بوتان اميد : نمايندگي گاز بوتان در سال 1362 شورع به فعاليت کرده و در واقع مي توان 62 را سال آشنايي مردم اين ديار با وسايل گاز سوز داشت . با افزايش جمعيت ديگر نمايندگي گاز بوتان نمي توانست به تنهايي نياز مردم را برطرف سازد و به همين دليل در سال 1380 نمايندگي گاز اميد شروع به کار کرده است .

-    نانوائي : در حال حاضر شش نانوائي در نشتيفان در حال فعاليت مي باشد و تقريباً در هر محله دو نانوائي وجود دارد و مردم از لحاظ تامين نان مشکلي ندارند .

-    نمايندگي شرکت ملي پخش فرآورده هاي نفتي : اين شرکت کار خود را در ارديبهشت ماه سال 1381 با فروش فرآورده هاي نفتي ( گازوئيل ،بنزين و روغن ) شروع کرده است .

-    مشاور املاک : اين بنگاه در سال 1378 شروع به فعاليت کرده و در حال حاضر خريد و فروش ، مسکن و املاک زراعي و تجاري را بر عهده دارد .

-    دفتر شوراي اسلامي : اين دفتر براي ارتباط هر چه بهتر مردم و اعضاي شوراي اسلامي در سال 1379 احداث گرديد ه است .

قشر بندي اجتماعي :

تعريف : افراد يک جامعه را مي توان بر اساس ميزان برخوردشان از کيفيت هاي مطلوب رتبه بندي کرد و آنها را در طبقات اجتماعي مناسب با وضعيتشان جاي داد . اين کيفيت هاي خوشايند را فرهنگ هر جامعه اي مشخص مي سازد .

سه روش عمده در بررسي ساختار طبقاتي يک جامه عباتند از :

1. روش استشهادي : وقتي جامعه شناسان اين روش را به کار مي برند از افراد مي پرسند که آدمهاي ديگر در چه طبقه اجتماعي بايد جاي بگيرند ؟ روش استشهادي طبقه بندي در اجتماعات کوچک که همديگر را مي شناسند ابزار کارآمدي به شمار مي آيد . اما در اجتماعات بزرگ شهري که مردم يکديگر را نمي شناسند اين روش قشر بندي اجتماعي کارآيي ندارد .

2.   روش ذهني : اين روش قشر بندي افراد به وسيله خودشان است . در اين روش از افراد پرسيده مي شود که به نظر خودشان به چه طبقه ي اجتماعي تعلق دارند در کاربرد آن روش عناوين طبقات نقش مهمي را ايفا مي کند . روش ذهني کارآيي اش در جوامعي پهناور و ناهمگون اثبات گرديده است .

3.   روش عيني : در اين روش پژوهشگر تقريباً به دلخواه معيارهاي عضويت در طبقات اجتماعي و تعداد اين طبقات را در يک جامعه تعيين مي کند . افراد بر حسب اين معيارها مورد پرسش قرار مي گيرند و سپس بر حسب مرتبه شان در طبقه اجتماعي مناسب طبقه بندي مي شوند .

قشر بندي نشتيفان با استفاده از روش عيني

1. قشر مالک : اين قشر شامل زارعين ، نهال کاران ، دامداران و اجاره داران چاه عميق مي شوند . اگر چه از نظر اقتصادي فرق زيادي بين زارعين سنتي و نهال کاران و اجاره داران است ولي آنها از نظر منزلت در پايگاه يکساني قرار دارند . تمام کساني که در اين قشر قرار دارند به دامداري با روش روستايي نيز مي پردازند .

2.   قشر کسبه و تجار : اين قشر شامل قصاب ، خياطها ، کاسبان دوره گرد ، خوار و بار فروشها ، آرايشگر ها ، تعميرکاران و صنعتگران و ... مي شود . البته از نظر اقتصادي افراد اين قشر اختلاف زيادي با هم دارند ولي نمي توان آنها را از لحاظ منزلتي متفاوت از هم دانست .

3.   قشر روحانيت : روحانيون که عهده دار وظايف ملي مذهبي هستند علاوه بر امامت مساجد در مدرسه علميه نيز به تدريس مشغول اند . آنها همچنين وظيفه ي حل و اختلاف ارثي و خانوادگي را در مراحل اوليه بر عهده دارند .

4.   قشر کارمند : اين قشر که بيشتر شامل فرهنگيان مي شوند که از منزلت اجتماعي بالايي برخوردارند . ولي از نظر اقتصادي در حد رانندگان کاميون و روحانيون مي باشند .

5.   قشر کاميون داران و رانندگان کاميون : رانندگان کاميون ممکن است مالک کاميون باشند يا اينکه با کاميون ديگران کار کنند . از نظر اقتصادي اختلاف زيادي بين کساني که مالک کاميون و راننده اند وجود ندارد . ولي از نظر منزلتي در يک پايگاه قرار دارند .

6.   قشر محصل و دانشجو : اين قشر بيشتر شامل نسل جوان مي شود تا پايان دبيرستان را در نشتيفان تحصيل مي کند ولي براي ادامه تحصيل مجبورند به شهرهاي ديگر بروند .

7.   قشر کارگر : اين قشر شامل کارگران فصلي و دائمي است . کاگران دائمي بيشتر به کارهاي بنايي در نشتيفان يا شهرهاي ديگر مشغولند . اين کارگران در فصل نهالکني براي نهال کاران کار مي کنند . کارگران فصلي هم در فصول گرم سال از نشتيفان براي کار خارج مي شوند .

 

 

کشاورز                               روحانيون و فرهنگيان

...                                                                     ...

کاميونداران                                                      کشاورزان

کسبه و تجار                                                    کسبه و تجار

کارمندان و روحانيون                                                   کاميونداران

کارگران                                                                      کارگران

 

پوشش محلي مردم نشتيفان :

لباس مردان و زنان بومي اين روستا با وضع آب و هواي آن مطابقت دارد همچنين با توجه به مذهب و پايبندي به اصول اسلام لباس مردان عبارت است از يک عمامه که طول آن 3 تا 6 متر و عرض آن يک متر مي باشد و آن را به دور يک کلاه مي پيچند و يک بال نيم متري تا يک متري جلو يا پشت آويزان مي کنند . در قديم جنس آن ابريشمي يا کرباسي اما اکنون خاصه ، جوجرد ( فارچ ) مي باشد که با توجه به ايام سال مورد استفاده قرار مي گيرد که جنس پيراهن و شلوار در گذشته کرباس و موري بوده اما اکنون تترون و صدا بهار يا حرير مي باشد . ولي جوانان اين روستا به کت و شلوار ملبس اند و کم کم لباس بومي منطقه را که با شرايط اقليمي متناسب است کنار مي گذارند . ( 11-2 ) .

لباس زنان در قديم شامل يک قطعه يک در يک و نيم متر و يک شال ابريشمي سياه و پيراهن و شلوار گشاد و جليقه و يک چادر سياه و سفيد شطرنجي که ار جنب کرباس بود . و جنس قطيفه در گذشته چيت اما اکنون خاصه است و دستمال ابريشمي را حالا هيچ زن استفاده نمي کند و پيراهن و شلوار نيز چيت يا ساتن بوده اما حالا از مرغوب ترين پارچه ها استفاده مي کنند . اما دختران روستا لباس بومي را کنار گذاشته و از هر لباس که مورد علاقه باشد استفاده مي کنند .

آداب و رسوم باورهاي قديمي

1. مراسم ازدواج و آداب و رسوم آن در قديم : در زمان گذشته اگر چه وضع اقتصادي مردم خوب نبود اما مراسم باشکوهي برگزار مي کردند . در ابتدا به خواستگاري مي رفتند و در هنگام خواستگاري مثل حالا پدر عروس مي پرسيد که آيا داماد شغل و خانه و ماشين دارد ؟ بلکه مي پرسيد آيا داماد قابلمه مسي و تاس قوريت و مال دارد يا نه ؟ و اگر اين وسايل را داشت جواب مي دادند . بعد خانواده داماد يک روسري بر سر عروس مي گذاشتنند و مهريه يا به عبارتي قباله از 200 تا 2000 تومان و پيشکش نيز به همين مقدار بود و وقتي عقد مي کردند يک روز زنهاي روستا را دعوت مي کردند و مراسم عقدي که در روستا به آن « نشاني » مي گويند برگزار مي شد . در اين مراسم يک زن که خوشبخت تر بود کفشي در پاي عروس مي کرد و بعد شيريني مي دادند و مراسم به پايان مي رسيد . و در مدت عقد شايد عروس و داماد حتي با هم صحبت نمي کردند . زيرا خانواده ها خيلي نسبت به اين مسائل تعصب داشتند و بعد از چند ماه و يا چند سال که مي خواستند مراسم عروسي برگزار کنند ابتدا خانواده داماد پيشکش را به خانواده عروس مي دادند يا به همان مقدار پيشکش کرباسي مي بافتند و براي عروس لباس درست مي کردند و بعد از آماده شدن جهزيه عروس يک روز گندم را به آسياب هاي بادي مي بردند و آرد درست مي کردند و يک روز هم سه تا بيست الاغ را براي هيزم به بيابان مي فرستادند و اين تعداد الاغ ها هم به وضع اقتصادي خانواده داماد بستگي داشت و کسي که وضعش بهتر بود تعداد الاغ ها نيز بيشتر بود . وقتي الاغ ها براي هيزم مي رفتند به تعداد الاغ ها نيز تعدادي پسر بچه که بر سر آن ها پارچه سرخ و سبز بود هنوز که الاغ ها به ده نرسيده بودند پسر بچه ها مي رفتند و بر الاغ ها سوار مي شدند و زنان روستا نيز اسپند دود مي کردند و با طبل و ساز هيزم ها را به ده مي آوردند و بعد مقداري از هيزم ها را در خانه پدر عروس و مقداري را در خانه کدخدا و آخوند ده مي انداختند و روز بعد زنان روستا با کمک يکديگر خمير مي کردند و نان را براي عروسي آماده مي کردند . شب اول عروسي که معروف به دايره زني است جشن مي گرفتند و حنا بندان مي کردند و چون وضع اقتصادي خانواده ها خوب نبود مثلاً مقداري حنا را در مقداري آرد مي ريختند و فقط براي عروس و داماد حناي خالص نم مي زدند و حناها را به خانه عروس  مي بردند و دست و پاي عروس و داماد را حنا مي کردند و روز بعد پس از صرف نهار داماد را براي پوشيدن لباس به سقاوه مي بردند و در آنجا آب تني مي کرد . عروس را نيز از خانه اش بيرون مي آورند و رباعي مي گفتند و با ساز و طبل آنها را بر اسب تزئين شده سوار مي کردند و به خانه داماد مي بردند و بعد از 9 روز تخت عروس را جمع مي کردند و اقوام عروس و داماد پاتختي از يک ريال تا 5 ريال مي دادند و عروس تا يک سال از خانه بيرون نمي رفت مگر وقتي که پدر و مادرش او را دعوت مي کردند که اين دعوتي را « واطلبوني » نام داشت و مدت چند روز عروس در خانه پدرش مي ماند و بعد به خانه خودش مي رفت و زندگي مشترک را آغاز مي کردند . ولي امروز با پيشرفت علم و تکنولوژي و افزايش وسايل ارتباطي نوعي همسان در بين جوامع بوجود آمده است . مردم نشتيفان نيز از اين تغييرات دور نمانده اند .

مراسم ازدواج امروزي : امروزه بسياري از مراسم عروسي تغيير کرده است و بسياري از قيد و بندهاي ازدواج از هم گسسته است . در مراسم خواستگاري ابتدا از طرف خانواده پسر موضوع خواستگاري را به اطلاع خانواده عروس مي دهند . و بعد خانواده دختر زماني را براي گفتگو اوليه تعيين مي کنند . بعد از اين جلسه حداکثر تا دو روز بعد جواب مثبت يا منفي خانواده دختر به اطلاع خانواده پسر مي رسد . در صورت دادن جواب مثبت در جلسه اي ديگر خانواده دختر و پسر حضور مي يابند . در اين جلسه ممکن است پسر حضور داشته باشد ولي دختر حضور ندارد . در اين جلسه مقدار مهريه که به صورت سکه طلا و يا وجه نقد مي باشد .مشخص مي شود . بعد از اين به دختر و پسر فرصت داده مي شود که با هم گفتگوي کوتاهي داشته باشند . همچنين در اين جلسه تاريخ عقد مشخص مي شود . در مراسم عقد کنان از تمامي اقوام و نزديکان دعوت مي شود يکي از روحانيون صيغه عقد را مي خواند . البته هنوز سعي مي شود صيغه عقد در محلي آرام و در حضور بعضي از نزديکان خوانده شود . در پايان اين مراسم از همه با شيريني پذيرايي مي گردد .

دوران نامزدي : دوران نامزدي از نظر زماني متفاوت است و ممکن است از 6 ماه تا 10 سال به طول بيانجامد ولي صورت معمولي آن دو سال است . در زمان نامزدي دختر و پسر مشکلي براي ديدن هم ندارند . علاوه بر آن به هر جا مايل باشند مي توانند بروند . عيدي بردن در اعياد فطر و قربان در دوران نامزدي مرسوم است .

مراسم عروسي : مراسم عروسي همان دو شب است . در شب اول تمامي اقوام و نزديکان جمع مي شوند و به رقص و پايکوبي مي پردازند . وسايل موسيقي عوض شده و وسايل مدرن الکتريکي جاي آن را گرفته است و رقص ها به طرز عجيبي شکسته و بي قاعده شده و ديگر رقص هاي محلي تا حد زيادي از ترغيب زياد برخوردار نيستند . در روز بعد وليمه عروس را مي دهند . بعد از نهار در حضور اقوام نزديک سر داماد اصلاح مي شود . در اين مراسم از همه با شيريني پذيرايي مي شود . در شب دوم همان مراسم شب قبل و تا نيمه شب ادامه دارد . در اواخر شب با ماشين هاي زيادي عروس را مي آورند و عروس لباس مخصوص و به رنگ سفيد مي پوشد و بعد آينه نسب مي کنند و حنا پخش مي کنند و بعد از اين داماد به قسمت مردان مي رود و با حاضرين روبوسي مي کند . هدايايي هم به صورت نقدي هنگام رقصيدن داماد به او مي دهند و بعد از آن هم تا چند روز اقوام نزديک به ديدن آن ها مي روند و هدايايي به آن ها تقديم مي کنند .

مراسم واطلبون : اين مهماني هنوز هم وجود دارد ولي عروس مجبور نيست تا زمان واطلبوني در خانه بماند . البته زمان مهماني هم از 6 ماه به يک ماه و يا يک هفته يا دو هفته بعد از عروسي تغيير کرده  است . به تازگي عروسي ديگر در شهر نشتيفان و شهرهاي اطراف رواج يافته است که به عروسي مذهبي معروف است در عروسي مذهبي روحانيون حضور مي يابند و حضور آنها مانع رقص و آواز است در مراسم عروسي چند تن از روحانيون حضور مي يابند و سخنراني مي کنند و اشعار مذهبي مي خوانند و همه مراسم ساده و بي ريا برگزار مي کنند اگر مقايسه کوتاهي بين مراسم ازدواج  گذشته و حال داشته باشين به اين نتيجه مي رسيم که مراسم ازدواج روز به روز ساده تر شده و بسياري از خرافات از بين خواهد رفت .

از جمله آداب و رسومي که در گذشته و تا حدودي تا امروز رواج دارد پرداخت شيربها است يعني پرداخت مبلغ نقدي و غير نقدي بنا به وسعت خانواده داماد به مادر عروس تقديم مي گردد . و کساني هم که توانايي پرداخت شير بها را ندارند مي توانستند سفته و يا ضامن نزد پدر زنش بگذارد تا تاريخ پرداخت شيربها را به تعويق اندازد . در اعياد فطر و قربان هدايايي از طرف خانواده داماد تقديم خانواده عروس مي شود . در اعياد فطر و قربان هدايايي از طرف خانواده داماد تقديم خانواده عروس مي شود . اين هدايا در عيد فطر به صورت غير نقدي شامل ( 5 کيلو قند ، 5 کيلو خرما ، 5 کيلو روغن حيواني ) و نقدي مي باشد . در عيد قربان علاوه بر اينها گوسفندي از طرف داماد به خانواده عروس هديه مي شود و همچنين از رسومات گذشته اين بوده که داماد در دوران نامزدي وظيفه داشت که دوبار براي خانواده نامزدش هيزم ببرد . بار اول در اوايل دوران نامزدي و بار دوم در اواخر دوران نامزدي مقداري از اين هيزم را به عاقد و در برخي اوقات به کدخدا نيز تعلق مي گرفت .

 

 

 

 

 

 

« از خواستگاري تا ازدواج در نشتيفان »



اگر خواهي بداني  رسم  ما     را                     بخوان تو اين کتاب و قصه ها را

رسوم خواستگاري اين چنين است                   براي مردم اين   سرزمين است

هميشه مادران     پيشگام هستند                    به دنبال گلي خوشنام   هستند

به دنبال   عروسي پاک   و  ساده                     به  دنبال      جواني     با اراده

پيدايش     اين در   ناياب   کند                       او خواستگاري از  جهان   تاب

چو  گيرد  پاسخ  مثبت   از  آنها                      کند   با  شادماني  عقد    آنها

به   دنبال   رسوم        نشتيفاني                      برند بر نو عروسان خود نشاني

نشاني مجلس   خاص زنان   است                      براي نو عروسان ارمغان  است

پس از پايان اين عقد  و    مراسم                      دو سه سالي عروس  درخانه ماند

چو خانه   با جهاز آماده     گردد                       عروس هم رهسپار  خانه گردد

عروسي در شبي     انجام مي شد                     که مردم خوب و نيکش مي شمردند

به جمعه شب که زيبا بود و پرنور                     به هم گل گفته و گل مي شنيدند

پدر     با مادر        اين نونهالان                      خدا را    ناظر     اعمال   دانند

برايشان از خدا خوشبختي جويند                    عروس  شان مبارک   باد گويند

بلي اقوام    هم   تبريک    گويند                     به شادي اين سخن با هم بگويند

خدا اين دو به هم پاينده سازد                          مثل شمعي و      پروانه سازد

پس از پايان مجلس يا عروسي                          عروس را رهسپار خانه سازد

به اميد سلامت از        برايش                            به سوي خانه و کاشانه سازد

عروسان نو گلان خانه هستند                           بهار و     بلبل و پروانه هستند

سه روز اولش با خوب    رويي                           پس از آن جنگ سخت و تند خويي

ولي جنگ است و صلح است و مدارا                عروس و خاش هستند سنگ خارا

به اميد نشاط و      شادماني                            براي   تازه         گلهاي بهاري

به پايان آمد اين اشعار ليکن                             سخن گفتن ز دل پايان ندارد

ميان نو عروس خاش سرسخت                         قضاوت ، داوري امکان    ندارد


 


مراسم ماه رمضان و عيد فطر : مردم نشتيفان با ديدن ماه رمضان ( امروزه با اعلام رسانه هاي گروهي ) روزه را شروع مي کنند . مراسم اين ماه از ويژگي خاصي برخوردار است و سحر براي بيدار کردن مردم در هر مسجدي شخصي خوش صدا شروع به سحر خواني ها و با سر و صداي بلند ، بلند گو ها از خواب بيدار مي شوند . مضمون اين سحر خواني ها بيشتر غزليات و ابيات عارفانه ، مدح و سپس خداوند متعال و اشعاري در وصف پيامبر اسلام (ص) مي باشد . همه اعضاي خانواده با ذوق و شوق سحري مي خورند ولي کوچکترها که توان روزه گرفتن ندارند مي توانند روزه نگيرند .

معمولاً همه از هشت سالگي به بعد روزه مي گيرند . در وقت افطار تقريباً همه مردم به مساجد مي روند و موقع اذان با خرما و شيريني که مردم نذر مي کنند و به مساجد مي آورند افطار مي کنند . نذر فقير ( نوعي نان روغني محلي ) و خرما در ماه رمضان از رسوم بسيار قديمي مي باشد . بعد از اداي نماز مغرب مردها به خانه برگشته و در کنار خانواده افطاري کامل مي خورند . در اکثر مساجد بخصوص بين نماز ظهر و عصر مراسم قرآن دوره است . در اين مراسم همه به صورت دايره مي نشينند و به نوبت قرآن تلاوت مي کنند . هر روز يک جزء قرآن به ترتيب خوانده مي شود تا آخر ماه رمضان که قرآن تمام مي شود . در اين روز به هر کسي که سوره فاتحه نوبت خواندنش شود شيريني در بين حاضران تقسيم مي کند . نماز عشاء در ماه مبارک رمضان با نماز پر فضيلت تراويح همراه است .

تراويح نمازي است که علاوه بر نماز عشاء در ماه مبارک رمضان خوانده مي شود . و بدين ترتيب است که بعد از نماز عشاء 20 رکعت نماز به صورت دو رکعت خوانده مي شود و همه سعي مي کنند در بين چهار رکعت يعني دو تا دو رکعتي براي رفع خستگي و مراعات افراد مسن احاديث نبوي و يا دعاي مشهور « سبحان الله الملک القدوس » با لهن گيرا و دل نشين خوانده مي شود . اين نماز تا پايان ماه مبارک هر شب ادامه دارد . در بعضي مساجد با دعوت حافظين قرآن در ضمن خواندن نماز تراويح قرآن مجيد نيز ختم مي شود . در اين ماه گروههاي دعوت تبليغ که کار بيان مسائل ديني و تبليغ دين را بر عهده دارند بيشتر در مساجد حضور مي يابند و در دهه آخر ماه رمضان طبق سنت در هر مسجد يک نفر يا بيشتر به اعتکاف مي نشينند . اين اعتکاف تا صبح روز عيد فطر ادامه دارد . در اين دهه همچنين جشنهاي ختم قرآن نيز برگزار مي شود و مساجد از هر وقتي در سال شلوغ تر است . در روزهاي آخر ماه مردم به هنگام غروب اگر هوا ابري نباشد چشم به آسمان مي دوزند تا ماه را ببينند . امروزه رويت ماه از طريق رسانه هاي ارتباط جمعي اعلام مي شود . بعد از رويت ماه شوال روزه گرفتن تمام مي شود و فرداي آن روز يعني روز اول ماه شوال عيد فطر است . در اين روز مردم سعي مي کنند لباس نو بپوشند و با بهترين عطرها خود را معطر کنند و در مراسم نماز عيد حضور يابند . بعد از نماز عيد معمولاً همه به ديدار اهل قبور مي روند و با خواندن فاتحه اي يادي از مردگان مي کنند . بعد از آن مراسم ديد و بازديد است که اول تمامي اقوام در خانه بزرگ فاميل جمع مي شوند و از آن جا به خانه تک تک اقوام مي روند . ممکن است در ميان اقوام اشخاصي باشند که از هم کدورتي دارند و قهر هستند . در اين روز با هم آشتي مي کنند و سعي مي کنند يک زندگي بدون کينه را شروع کنند . در اين ديد و بازديد ها زنان و مردان به طور جداگانه شرکت مي کنند و اين مراسم دو يا سه روز بعد از عيد هم ادامه دارد .

مراسم عيد قربان : عيد قربان در نزد مردم نشتيفان عطر و بوي خاص خود را دارد و در اين عيد نيز مانند عيد فطر از صبح خيلي زود از بلندگوهاي مساجد صداي قرآن به گوش مي رسد و مردم لباس نو مي پوشند و همگي در مراسم نماز عيد شرکت مي کنند . بعد از نماز مردم سعي مي کنند زودتر به منزل آمده تا گوسفندي که از قبل در نظر گرفته اند قرباني کنند . مگر کساني که از نظر مالي در تنگنا باشند . ذبح گوسفند هم با مراسم خاصي انجام مي گيرد . زماني که گوسفند را به محل قربانگاه مي آورند اول به او آب مي دهند و بعد يک حبه قند و بعد يک آيينه در جلو او نگه مي دارند تا خودش را ببيند و چشمانش را نيز سياه مي کنند . در قديم الايام رسم بود که کاردي که مي خواستند با آن قرباني کنند توسط يک روحاني دعا مي خواندند . اين مراسم را به ياد حضرت اسماعيل (ع) انجام مي دهند . تقسيم گوشت قرباني هم با روش خاصي انجام مي گيرد و قسمتي از گوشت را با مساکين و فقرا مي دهند و قسمتي از آن را براي خود بر مي دارند .

مراسم ماه محرم : در نشتيفان اگرچه از سينه زني و سوگواري در محرم خبري نيست ، اما از اول ماه محرم تا آخر صفر جشن هاي عروسي و ديگر چشن ها تعطيل است و کسي در اين دو ماه مراسم شادي و سرور برگزار نمي کند . در روز عاشورا هر کس نذري داشته باشد « غلور » مي دهد . غلور از بلغور گندم تهيه شده که به آن کله پاچه و سيرابي هم مي افزايند و آن را در بين همسايگان تقسيم مي کنند .

مراسم چهار شنبه سوري : پريدن از روي آتش در چهارشنبه آخر سال يکي از رسومي بوده که از قديم الايام وجود داشته ولي امروزه اين رسم ديده نمي شود . از ديگر رسوم چهارشنبه سوري آخر سال شکستن کوزه بر سر راه ديگران بوده و اين مراسم بدين صورت بوده که هر کسي يک کوزه بر مي داشته و پشت بام مي رفته و آن را در فرصتهاي مناسب در جلوي راه ديگران مي انداخته و مي شکسته در حالي که اين عبارت را مي خوانده است : « آمدن پنجشنبه بدر شدن چهارشنبه به خير گذشت » امروزه اين رسم هم تنها در خاطره ها مانده است .

مراسم نوروز : مردم نشتيفان مثل اکثريت اهل تسنن نوروز را عيد نمي دانند و آن را سال و ماه نو خطاب مي کنند . البته آنها هم مثل بقيه مردم ايران با مراسمي خوشحالي خود را از آمدن بهار نشان مي دهند . پختن سمنو قبل از سال نو يکي از رسومي است که از قديم درنشتيفان رواج داشته است و همچنين در نوروز نوعي نان محلي شيرين به نام کلمبه مي پزند . امروزه پختن سمنو بسيار کم ديده مي شود . از رسوم ديگر رفتن به کوه و دشت در روزهاي اول سال نو است امروزه همه مردم سعي مي کنند روزهاي اول سال نو را در خانه نمانند و به دشتهاي اطراف نشتيفان خصوصاً دست دو کوهه که در اين موقع از سال سر سبز است بروند .

مراسم ختنه سوري : در گذشته ختنه توسط سلماني انجام مي گرفت . معمولاً خانواده اي که فرزندش را ختنه کرده در همان شب مهماني مي داده و مدعوين بعد از شام به جشن و پايکوبي مي پرداختند . در روزهاي بعد هم اقوام و نزديکان به ديدن پسر ختنه شده مي آمدند و هديه اي بيشتر به صورت نقدي هم به او تقديم مي کردند . امروزه ختنه در بيمارستان انجام مي شود و مراسم گذشته بسيار کمرنگ شده و به ندرت خانواده اي براي ختنه فرزندش مهماني مي گيرد .

مراسم شب چله : در اين شب رسم بر اين است که مردم به خانه اقوام و نزديکان مي روند و در کنار هم تا دير وقت بيدار مي مانند و در اين شب ضمن خوردن هندوانه شب چله آجيل و تنقلات ، بزرگترها خاطرات خويش را براي کوچکترها تعريف مي کنند .

مراسم سر مزار رفتن : به اعتقاد مردم در گذشته در حدود 44 پير با مزار در نشتيفان وجود داشته است . آنچه از اين مقبره ها باقي مانده است انگشت شمار است . اين پيرها زماني آنقدر براي مردم نشتيفان مقدس بوده که به اين 44 پير سوگند ياد مي کرده اند و معتقد بوده اند که آنها امراض و بيماري ها را از روستا دور مي کنند و آنها را از شر حوادث طبيعي در امان نگه مي داشته و بنابراين اگر کسي نذري داشته و مشکلي در زندگي اش احساس مي کرده شب جمعه يک من آرد ( حدود 4 کيلوگرم ) با روغن حيواني خمير مي کرد و از آن ناني که مردم منطقه به آن پتير مي گويند مي پخته است . و بعد اين پتيرها را بر سر مزار مي برده و در آن جا شمع روشن مي کرده و با خواندن فاتحه اي رفع مشکلش را از پير طلب مي کردند . در برگشت از مزار پتيرها را بين کساني که در سر راهشان بودند تقسيم مي کرده است . امروزه به علت مشخص نبودن هويت اشخاصي که در اين مقبره ها دفن هستند اين مزار تقدس گذشته را ندارند . شايعات مختلفي درباره هويت آن ها بر سر زبان ها است . مثلاً عده اي آن ها را صوفيان هندي ، عده اي هم معتقدند که آن ها از نوادگان آل مظفر هستند و به اعتقاد بعضي هم آنها بزرگان مذهبي نشتيفان هستند .

مراسم ماه شعبان : با شروع ماه شعبان جشن و شادي مردم نشتيفان به پايان مي رسد .

اين ماه براي آنها از احترام خاصي برخوردار است و در واقع ماه آمادگي و استقبال از ماه رمضان است . در اين ماه مراسم خاصي که به آن نيمه گي مي گويند بر گزار مي شود . اين مراسم به ياد مردگان و به صورت يک مهماني شام برگزار مي شود . در شامگاه نيمه شعبان مردم بر سر قبر مردگان خويش حضور مي يابند و با خواندن فاتحه اي روح آن ها را شاد و يادشان را گرامي مي دارند .

مراسم عزاداري ( پرسه ) : در هنگامي که فرد رو به موت است سوره ياسين در گوش او خوانده مي شود و در بعد از مرگ چشمهاي فرد مرده بسته مي شود و همچنين با يک پارچه سفيد دست و پا بسته مي شود . بعد مرده غسل داده مي شود و در کفن قرار مي گيرد و مقداري سدر و کافور در هنگام غسل به مرده مي زنند . و در هنگام گذاشتن مرده در تابوت 5 قطعه پارچه گران بها که هر کدام 5/2 متر است بر روي تابوت انداخته مي شود . اين پارچه ها بعد از دفن به گورکن تعلق مي گيرد . واقعه مرگ از طريق بلند گوها به مردم اطلاع داده مي شود و زمان برگزاري نماز جنازه اعلام مي گردد . در گذشته فردي به نام « پاکار » واقعه مرگ را خانه به خانه به همه اطلاع مي داده است . مردم معمولاً چندين دقيقه زودتر در جلوي خانه شخص فوت شده جمع مي شوند و جنازه را به طرف قبرستان هر چند هم دور باشد بر روي دستهاي مردم حمل مي شود . اين عمل با شتاب و عجله صورت مي گيرد و همه سعي مي کنند يکبار لااقل پايه تابوت را بگيرند و در حمل تابوت کمک کنند . در قبرستان محلي براي نماز جنازه وجود دارد . پس از انتقال تابوت به محل نماز جنازه و جمع شدن مردم نماز به امامت يکي از روحانيون ( معمولاً امام جمعه ) برگزار مي شود . در گذشته رسم بوده که در هنگام دفن مرده 100 من خرما ( 370 کيلوگرم ) و مقداري سکه را در بين حاضرين تقسيم مي کرده اند . سکه ها بيشتر به سيدها تعلق مي گرفته است . امروزه چنين رسمي ديده نمي شود . از شب اول دفن تا سه شب به مرده شوي و قبر کن ها شام داده مي شود . در گذشته رسم بوده که اول به قبر کن ها و مرده شوي کشک مي داده اند .

مراسم عزاداري سه روز است که روز اول در سر قبر و روز دوم و سوم در مسجد برگزار مي شود . شروع اين مراسم معمولاً از ساعت 7 صبح شروع مي شود و در حدود دو ساعت هم ادامه يابد و غذايي که خيرات ناميده مي شود در روز دوم ، سوم ، هفتم ، بيستم داده مي شود . در روز هفتم زنان بر سر قبر مرده مي روند و با اين کار مراسم عزاداري خاتمه مي بايد . معمولاً اقوام و نزديکان مرده تا 40 روز موي سر و ريش خود را کوتاه نمي کنند و تاشش ماه و در بعضي موارد تا يکسال به مراسم شادي نمي روند . پوشيدن لباس سياه رسم نيست و مردم با لباس هاي معمولي در مراسم شرکت مي کنند .

آداب و رسوم مربوط به زايمان : در گذشته با شروع درد زائو به دايه اي ( قابله ) اطلاع مي دادند . دايه در اسرع وقت در منزل زائو حاضر مي شد و در هنگام زايمان تقريباً همه زنان فاميل در دسترس بودند تا اگر کاري باشد انجام دهند . شوهر زن زائو هم در بيشتر مراحل زايمان در کنار همسرش بوده بعد از زايمان معمولاً دايه خبر فارغ شدن زائو را به شوهرش مي دادند . بخصوص اگر نوزاد پسر باشد مژدگاني خوبي دريافت مي کند . معمولاً دايه تا يک هفته به زائو و نوزادش سر مي زند تا از احوال آنان مطلع شود و در نگهداري نوزاد به مادرش کمک کند . در روزهاي اوليه تولد معمولاً شخصي خوش صدا و خوش اخلاق و متدين در گوش نوزاد اذان گفته تا به اصطلاح اولين نوايي که به گوش نوزاد مي رسد بانگ الله اکبر و نداي لا اله الا الله باشد . اعتقاد بر اين است که نوزاد در بزرگي اخلاق کسي را پيدا مي کند که در گوش او اذان گفته است و در هفته اول بعد از زايمان همه اقوام و نزديکان به ديدن فرزند و مادر مي روند و تولد فرزندش را به او تبريک مي گويند و هديه اي به نوزاد مي دهند . اين هديه ممکن است نقدي باشد . هديه نقدي را به اين ترتيب مي دهند که ابتدا نوزاد را از مادرش مي گيرند و او را مي بوشند و بعد مقداري پول در قنداقش قرار مي دهند . معمولاً يک هفته بعد از زايمان زائو را به حمام مي برند و بعد از حمام تقريباً وظايف دايه تمام مي شود و زن زائو خودش محافظت و نگهداري از نوزادش را بر عهده مي گيرد . امروزه زايمانها در بيمارستان ها صورت مي گيرد . علاوه بر آن بيشتر نسل امروز زايمان بدون درد يا سزارين را ترجيح مي دهند . بقيه مراسم مانند گذشته است و تغيير نکرده است .

مراسم نامگذاري نوزاد : در گذشته رسم بر اين بوده که بزرگ خانواده معمولاً با باز کردن قرآن نامي براي نوزاد انتخاب مي نموده است . از رسوم ديگر گذاشتن نام پدر بر روي نوه بوده است . معمولاً هر کسي سعي مي کرده با گذاشتن نام پدر بر روي فرزندش ياد و خاطره او را زنده نگه دارد . امروزه گذاشتن نام پدر بزرگ بر روي نوه خيلي کم ديده مي شود و سعي مي شود از اسامي امروزي استفاده شود . گذاشتن نام حضرت محمد (ص) و حضرت فاطمه (س) بر روي فرزند اول از گذشته مرسوم بوده است .

مراسم نماز باران : اگر چند روزي از زمستان بگذرد و از نزولات خبري نباشد مردم نشتيفان « غلور » نذر مي کنند . در گذشته عده اي مامور مي شدند و به در خانه ها مي رفتند و از صاحب خانه گندم ، نخود ، لوبيا ، روغن و هر چيزي که براي تهيه غلور لازم بود مي گرفتند . همچنين از طريق بلند گوهاي مساجد زماني براي نماز باران مشخص مي شود . در زمان تعيين شده همه مردم در جايي جمع مي شوند و نماز باران مي خوانند و دعا مي کنند .

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 10:57  توسط علی  | 

 


گنجينه خواف

یادداشت‌هاي مدرس در تبعيد


به کوشش رسول جعفريان
سيدحسن مدرس (1288ق ـ 1316ش)، يکي از چهره‌هاي مذهبي ـ سياسي برجسته ايران معاصر است که از مشروطه تا سال 1306ش، سخت درگير سياست بود. مدرس شجاعتي بي نظير داشت و در همه اين سال‌ها، بدون واهمه به دفاع از حقوق اسلاميت و ايرانيت پرداخت، اما سرانجام اسير رضاخان انگليسي و مستبد شد.

مدرس از سال 1307 تا 1316 به مدت نه سال و 54 روز در حبس و تبعيد بود. يادداشت‌هاي زیر مطالبي است که وي در دو ساله نخست تبعيد خود نوشته است. اين يادداشت‌ها از طريق يک مأمور شهرباني به دست دکتر مهدي ملک زاده رسيده و از طريق او به خانواده اش منتقل شده است.

خانم دکتر شيرين بياني، استاد سابق دانشگاه تهران که نوه ملک زاده است، اين يادداشت‌ها را در اختيار آقاي دکتر صالحي قرار داده و وي نيز به تنظيم و تنقيح آنها پرداخته و آماده چاپ کرده است. در مقدمه شرح و بسط کافي درباره چگونگي اين نوشته به دست داده شده است.
از آنچه برجاي مانده، بخش مهمي از آن به شرح گذران دوران حبس و سختي‌ها و مصايب طاقت فرساي آن اختصاص دارد؛ بخشي که روشنگر بخش تاريکي از زندگي مدرس است. اين بخش در واقع، «بقيه قسمت دوم» است که روشن نيست پيش از آن نوشته شده بوده يا خیر! پايان بخش دوم، شرح اعمال عبادي مدرس در تبعيد است.

اما بخش سوم، سه دفتر است که به طور عمده در مباحث اعتقادي شامل خودشناسي، انسان شناسي، هستي شناسي و خداشناسي است. اين مطالب به صورت درس درس آمده است. دفتر نخست آن با اين سه پرسش آغاز مي‌شود:
من چه بودم؟ فعلا چه هستم؟ عاقبت چه خواهم شد؟

دفتر دوم در باره خداشناسي است و دفتر سوم هم درباره انسان شناسي.
تاريخي ترين بخش اين کتاب، همان شرح دوران حبس است که بقيه بخش دوم بوده و آقاي صالحي در مقدمه مروري بر آن کرده است.
مطالعه بخش نخست اين کتاب، که شرح زنداني بودن مدرس است، اشک انسان را در مي‌آورد؛ مردي تا اين اندازه، آن هم با خلوص به اين مملکت خدمت کند و در پايان عمر با چنين وضعيت سختي در آن نقطه دور، او را براي نه سال و اندي حبس و تبعيد کرده و در پايان به اين هم بسنده نکرده او را به شهادت برسانند.

وي در جايي مي‌نويسد: من خود که در اين تاريخ نزديک هفده ماه است تقريبا دويست فرسنگ راه از محل اقامت خود تبعيد و در يک محوطه مخروبه اي محبوس هستم ... اميدوارم کفاره گناهان گذشته و زاد و راحله سفره آتيه و موجب تزکيه نفس شده و بوده باشد. نمي دانم اين مجازات‌هاي متعدده و مختلفه از روي چه تقصيري است که من نه در خود سراغ دارم و نه از کسي شنيدم و نه کسي به من اظهار کرد. (ص 66).

وي همانجا مي‌گويد که فقط شبي رئيس نظميه آمده و به او گفته است: شما انگليسي هستيد!
بخش‌هاي درسي کتاب، نشانگر دانش والاي ديني و فلسفي مدرس است. وي اين دروس را بسا براي برخي از مأموران نظميه هم القا مي‌کرده، اما آنچه مسلم است اين که بنا داشته تا کتابي مشتمل بر عقايد اساسي مورد نياز در بخش‌هاي خداشناسي و هستي شناسي و انسان شناسي تأليف کند. مدرس در آنجا هيچ کتابي در اختيار نداشته و همين مقدار نوشته، دانش بالاي وي را آشکار مي‌کند.

در لابلاي مباحث اعتقادي، وي گاه گريزي هم به سياست مي‌زند. سه صفحه از آن مباحث را از کتاب برگزيده و در اختيار خوانندگان قرار مي‌دهيم.
پيش از آن بايد به آقاي دکتر صالحي دست مريزاد بگوييم که با همت و تلاش شبانه روزي خود، اين اثر ارجمند را که يادگار يکي از برجسته ترين روحانيون سياسي معاصر ايران است، در اختيار علاقه مندان قرار داده است.

درس20
ليله سه شنبه، 2 فروردين 1309
«الجاهل امّا مفرط اومفرَّط»، متأسفانه بیشتر امرا و حكمفرمايان امروزه مسلمين در اصقاع مختلفه بين افراط و تفريط [واقع شده اند] طايفه وهابي كه قريب يكصد سال است جلوه گر شده و در اين تاريخ، حكمفرماي حجاز و يثرب (بخشي از جزيرة العرب) مي‌باشند به طرف افراط افتاده صفات و مراتب خلق و عبوديت را با مراتب و شئون خالق خلط كرده، جمعي از مسلمين را به اين مشرك مي‌نامند.

منشأ اين مطلب جهالت آنهاست به شئون عبوديت و الوهيت، چه محترم داشتن مؤمن تا زنده است به سلام و تحيت و قيام و بوسيدن دست، حتي پا و پس از مردن تشييع جنازه [و] تجليل قبر [و] زيارت قبر به جهت مدفون بودن مؤمن در آن، به اختلاف شئون و مراتب عبودّيت آن مؤمن قلتاً و كثرتاً، شدتاً و ضعاً و امثال ذلك از شئون عبوديت است و مساسي به شئون الوهيت ندارد.

و همچنين است هرگاه طايفه اي از مسلمين، اجتهاداً يا تقليداً شخصي يا اشخاصي را از جانب خدا صاحب مقام و مرتبه شفاعت و غيرها بدانند،‌ به او در حال حيات و ممات متوسل شده، مسئلت شفاعت وحاجت نمايند. اين شأن و مرتبه از شئون عبوديت است كه از جانب خدا به او داده شده [و] مساسي به شئون و مراتب الوهيت ندارد. قال الله تعالي في سورة التوبه: «ولا تصل علي احد منهم مات ابدا و لاتقم علي قبره انهم كفروا بالله و رسوله و ماتوا و هم فاسقون»؛ (توبه/84) و نظير اين اشتباهات در اين طايفه زياد است. گفته‌ها من باب مثال بود.

برخي از امراي مسلمين به طرف تفريط افتاده، برخي شئون و مراتب الوهيت را (مطاعيت، جعل قوانين دنيوي نسبت به نفوس و اموال و اعراض ‌و...) به مراتب و شئون عبوديت خلط كرده اند؛ جهلاً يا تجاهلاً يا هواءً يا تقليداً لاُمر الكفار، مثل تركيه و ايران و امثالهما.

درس 21(تذكر)
ليله دوشنبه، فروردين 1309
هرچند مطلب خارج از موضوع بحث است، ولي ذكرش بي تناسب نيست [كه] آن چه شنيده و ديده شده، اين است كه قرن جاري، بدترين قرون گذشته است تا برسد به طوفان نوح. چه، در قرون سابقه دست کم در نقطه اي از نقاط ربع مسكون، قوانين ديانتي حكمفرما بود، حتي زمان فراعنه و نمارده، چه اگر آنها در صقعي دعوي شأني از شئون الوهيت را مي‌كردند، در بعضي نقاط ديگر، قوانين ديانتي حكمفرما بود و همچنين در آن قرون اگر جنگ در دنيا واقع مي‌شد، عنوان ديانت داشت، ظاهراً و واقعاً و يا ظاهراً يا واقعاً.

بدبختانه با كمال تأسف در مائه اخيره (به ويژه در عصر ما) هيچ يك از دو مطلب ياد شده صورت خارجي نيافت؛ يعني نه در نقطه اي از نقاط دنيا قوانين آسماني حكمفرماست و نه جنگي به عنوان ديانت واقع شده، بلكه هر جنگي واقع شده از روي ظلم و عدوان و بر خلاف عقل و تمام اديان بوده است. چه افراد بشر چنان كه گفتيم همه در عرض يكديگر و هر كس مالك و مختار نفس و عرض و مال خود مي‌باشد و هيچ يك را حق دخالت در امور ديگري نيست، مگر از جانب خدا تكليفي متوجه شود.

مملكت ستاني و مردم را تحت اطاعت درآوردن بدون قصد و غرض ديني و نيز اجراي قوانين آسماني، همان رويه فراعنه و نمارده و امثالهما در اصقاع خود است و ابداً تفاوتي ندارد [كه] من مسلمانم و يا نصارا و يهود و يا بت پرست و غيره هستم و مردم را قهراً در تحت اقتدار خود در مي‌آورم؛ تفاوتي در مسئله نمي كند. تمام فرعونيت [است] و بر خلاف عقل و حكم كليه اديان است.

قادر و قاهر بودن بر ديگران فقط بايد به اجازه حق تعالي باشد. هر كس را او قدرت دهد قادر و هر كس را او قاهر كند، صاحب حق خواهد بود و بس، ولي ممكن است جمعي يا اهل بلدي يا مردم مملكتي به اختيار خود شخصي يا اشخاصي را پنسديده، اختيارات امور اجتماعي خود را به نظر او يا آنها واگذار کنند.

معلوم است اين منتخب يا منتخبان همان اعمالي را مي‌توانند كرد كه خود منتخب حق كردنش را داشت. و روشن است چنانچه خود منتخب حق نداشت عملي بر خلاف قوانين ديانتي نمايد، منتخب و منتخبان هم حق نخواهند داشت. بناءً علي هذا حكومت مشروعه منحصر است به منصوب و مأذون از جانب خداوند تبارك و تعالي به واسطه يا بلاواسطه يا از جانب خلقي به ترتيبي كه ذكر شد.

در قرن اسف انگيز ما، هيچ بخشي از دنيا صاحب هيچ يك از دو نحو حكومت نيست. نحوه نخست كه واضح است، و اما نحوه ثاني يا حكومت جبري و قهري است و اگر هم اختياري است، قوانين ديانتي جاري نيست؛ اين است معني جاهليت و گرفتن كفر و شرك عالم را.

اين سوء حظي كه در قرن ما نصيب ما شده،‌ ظاهراً طولي نخواهيد كشيد كه ولي از جانب حق تعالي برانگيخته شده،‌ جاهليت و شرك و كفر را از صحنه عالم بردارد. « و قد ورد اذا مضي من الهجره عدد/94، بسم الله الرحمن الرحيم. حلت العزوبه و تلد المرءة جروا احسن من ان تلد ولدا».

[به] مقتضاي آيات و اخبار نبوي و غيره و نكاح و تزويج راجح و مؤكد بلكه بر بعضي واجب و بر هيأت اجتماعيه واجب كفائي [است.] و همچنين به حكم عقل، پيغمبر فرمود: امت من به واسطه كثرت نسل تزويج كنند، چه كثرت مسلمين، موجب مباهات من است نزد ساير پيغمبران. نكته اين كه در حديث رجحان آن برداشته شده و فقط يكي از مباحات شمرده شده، همان است كه به آن اشاره گرديد كه به واسطه فساد نسل تزويج نتيجه اي براي اسلام نخواهد داشت.

ليله سه شنبه، 5 فروردين [1309]
خبر تقريباً منطبق با جنگ صليب (94) است كه پس از آن، طرفين قوانين ديانتي را مهجور گذاردند و روزافزون گرديد تا قرن جاري كه نه قوانين ديانت حكمفرما و نه جنگي به عنوان دين واقع شده و مي‌شود. به همين جهت است كه در خبر مي‌فرمايد: «تلد المرء جرواً ان تلد و لدا».

چون اسلاميت رو به انحطاط است، نسل جديد براي اسلام اگر مضر نباشد، بي فايده خواهد بود. اين نكته هم نگفته نماند [كه] غربت و ضعفي كه به اسلام و قوانين آن و مسلمين روي داده و تقريبا در تمام ممالك اسلام قوانين جعليه هوائيه كفار حكمفرماست، نتيجه سوء رفتار و جهالت و خودپسندي امرا، سلاطين [و] حكمفرمايان ممالك مسلمين بوده كه بر خلاف سفارش‌ها و توصيه‌هاي صاحب شريعت به اتحاد «المؤمنون كنفس واحدة» رفتار و با همديگر نزاع و جدال وجنگ‌هاي داخلي نموده، موجب از دست رفتن بيشتر ممالك اسلامي و ضعف و انحطاط خود و اسلام گرديده،‌ قهراً كفر و شرك غالب و قوانين اسلام مهجور ماند.

حمله كردند اسپه جسمانيان
بر دژ و بر قلعه روحانيان
غازيان حمله غزا چون كم كنند
كافران بر عكس حمله آورند

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:45  توسط علی  | 

030585.jpg
The now obsolete Nashtifan windmills in Khaf, Khorasan Razavi province, were once used to grind 20 tons of wheat daily. (Photo by ISNA
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 11:4  توسط علی  | 

تصویر:Campo de Criptana Molinos de Viento 1.jpg
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 9:18  توسط علی  | 

آسیابِ بادی یا آسیایِ بادی گونه‌ای آسیاب است که نیروی جنبشی آن از راه باد فراهم می‌گردد.

 تاریخچه

پیشینه آسیابهای بادی را به ۱٬۳۰۰ سال پیش گمانه می‌زنند. نخستین آسیابهای بادی دارای پره‌های عمودی بودند و برپایه گزارشها نزدیک به سده هفتم در ایران ساخته شده بودند. آنها میان شش تا دوازده پره داشتند که پره‌هایشان با پارچه یا برگ درخت خرما پوشانده شده بودند. کاربرد آنها آسیاب کردن دانه‌های خوراکی و یا آبکشی بوده‌است. نمونه دیگری از آسیابهای عمودی در سده سیزدهم (میلادی) در چین ساخته شد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 9:17  توسط علی  | 

نَشتیفان یکی از شهرهای استان خراسان رضوی در خاور ایران است. شهر نشتیفان در ۸ کیلومتری شمال باختری سنگان واقع شده است.[3]*

 آثار کهن

نشتیفان دارای آسیاب‌های بادی کهنی است.[4] که شمار آن‌ها به ۳۰ عدد می‌رسد.[5]* این آسیاب‌ها که در ارتفاع ۱۵ تا ۲۰ متری از سطح زمین قرار دارند، به شماره ۷۴۹۰ در مورخه ۱۳۸۱/۱۱/۱۳ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده‌اند.[6] از دیگر نقاط دیدنی نشتیفان می‌توان مسجد شیخ زین‌الدين را نام برد.[7] که توسط شیخ زین‌الدین محمد خوافی (درگذشته ۸۳۸ ه.ق) بنا شده است.[8]

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 14:29  توسط علی  | 

روستاي نشتيفان از توابع خراسان رضوي
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 13:49  توسط علی  |